روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

عيد سعيد مبعث
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۳٠  

سالروز ابلاغ حكم رسمي معلمي به رسول اكرم(ص) از سوي خداوند متعال مبارك باد

 محمد ابن عبدالله

 بزرگترين معلم بشريت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

محسن عزيزي : هر کسی از ظن خود .....

آرش نوشته : بابا ول کن حاج آقا دل به فلفل آخه دخلی نداره ! اينجوری ميترسم از فردا يه روز صنف نونواها رو سر در بلاگشون بزنن سالروز تولد اولين نونوای جهان اسلام بر همگان فرخنده باد........ اوونم به مناصبت آيه شريفه ........... ن والقلم ومايسطرون=======>


کلمات کلیدی:
 
يادي از يك معلم
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢۸  

۰- رهبري در حال بازديد از دانشگاه تهران است. ظهر براي نماز به مسجد دانشگاه آمده است. من هنوز دانشگاه نرفته ام. يعني دانشجو نشده ام! اما مراسمش را از تلويزيون ملي مي بينم. دانشجويي از رهبري مي خواهد كه براي حضور دانشجويان در عتبات تسهيلاتي ارائه كند. رهبري به روحاني ميانسالي كه در كنارش هست اشاره مي كند و به شوخي مي گويد : شما به همت ايشان لااقل مي توانيد به حج برويد ما همينش را هم نمي توانيم. آن سال اولين دوره ي حج دانشجويي برگزار شد.

۱- از در و ديوار دانشگاه نفرت مي بارد. ۱۹ تيرماه هزار و سيصد و هفتاد و هشت. بچه هاي كتك خورده با لباس هاي بعضاً خوني و با بدن هاي ورم كرده در دانشگاه تهران جمع شده اند. فرقي ندارد. همه كتك خورده اند. مذهبي و غير مذهبي ندارد. اين بار دانشجو بودن جرم بوده است. طبق معمول اين شرايط اطراف دانشگاه هم پر از سوء استفاده چي است. از بقاياي گروه خشونت طلب تا پيرمردهاي كراواتي شاه دوست ! نزديك هاي ظهر قرار است تا تجمعي در برابر دانشگاه تهران برپا شود. همه جا ملتهب است. در اين بين حضور يك روحاني در جمع دانشجويان و مردم برايم تعجب آور است. سيد در ميانه ي برنامه بالاي سن جلوي سر در دانشگاه تهران رفت و اظهار تأسف و ناراحتي كرد. آرامش دهنده صحبت مي كرد اما عده اي در ميان سخنراني اش او را آماج حملات قرار دادند و سخنراني اش نيمه كاره رها شد. او همان روز به نشانه ي اعتراض به وقايع ۱۸ تير ماه همپاي ساير مقامات دانشگاهي كشور استعفا داد كه البته اين استعفا برايش دردسر ساز هم شد.

۲- چون كلاس فوق العاده داريم دير به نماز جماعت مسجد دانشگاه مي رسيم. ديدم گوشه ي مسجد حاج آقا مشغول خواندن نماز است. يك اشتباه بزرگ مرتكب مي شوم و اقتدا مي كنم! دوستانم ۸ ركعت نمازشان را مي خوانند و مي روند اما من در تشهد ركعت دوم گير افتاده ام!

۳- به سبب كاري كه در دانشگاه تهران داشتم بارها جلسات مختلفي را با سيد برگزار كرديم. جلسات قشنگي بود. فقط جلسه نبود. كلاس هم بود . قطعاً در اين جلسات صحبتي از آيت الله بهجت يا ساير اساتيد ايشان به ميان مي آمد. خدا نمي آورد روزي را كه يكي از بچه هاي تازه وارد سعي داشت خودشيريني كند و از او تعريف كند. شرمنده مي شد و سر به زير مي انداخت. فشار كلمات را كاملاً روي وجودش حس مي كردم. و عبارت معروفش: نفرمائيد! نفرمائيد!

۴- در بلبشوي اتفاقات، چند نفر از بچه ها را دور و بر دانشگاه گرفته اند! تنها كسي كه به ذهنمان مي رسد حاج آقاست. لحظه اي درنگ نمي كند . به راه مي افتد و با دوستان متعصبمان كه غيرت ديني شان بسيار غليظ است صحبت مي كند. بعضي شان به او اهانت مي كنند ولي با بزرگواري مي گذرد. يك جا به خاطر بازپس گيري گروگان ! رگ سيادتش هم گل مي كند و مي گويم كه الان است چهار پنج نفر را يكي كند اما ...

۵- مشكلي بزرگ براي دانشگاه در حال وقوع است. هيچ كدام از مسئولين ككشان هم نمي گزد اما وقتي مشكل را براي او مي گوئيم دست به كار مي شود و به هر كس مي تواند تلفن مي كند. از مسئولين دانشگاه گرفته تا اساتيدي كه مي شناسد. در اين چند ساله با بسياري از اساتيد روابط صميمانه اي پيدا كرده است. اساتيد روي حرفش نه نمي آورند. نه به خاطر سمتش ، به خاطر معرفتش

۶- بناست دكتر فرجي دانا از رياست دانشگاه تهران بركنار شود. سيد مخالف اصلي بركناري اوست. تا لحظه ي آخر از شاگرد اول فني كه حالا رياست دانشگاه را بر عهده دارد دفاع مي كند اما وقتي از سفري ده روزه به يك كشور خارجي بر مي گردد مي بيند كه مراسم توديع فرجي دانا هم هول هولكي برگزار شده است.

۷- بچه هاي تندروي دانشگاه اميركبير از ديوار دفتر نهاد دانشگاه بالا مي روند. اما در دانشگاه ما قضيه به گونه اي ديگر است. بچه هاي تمام تشكل ها از چپ تا راست به آب و آتش مي زنند تا او بماند. قرار است او هم برود. يا به عبارتي بروانده شود! هر چند كه فرياد بچه ها به جايي نمي رسد اما تاريخ ثبت مي كند : اگر براي خدا كار كني ، اگر صادقانه كار كني ، اگر با مردم دوستي بورزي ، اگه عالم را تكريم كني و دوستدار جوياي علم باشي ، نامت در تاريخ جاودان خواهد شد.   

تا امروز در كوران اتفاقات لبنان وقت نكردم از اين اتفاق ناراحت كننده بنويسم. شايعه اي كه چند هفته اي دنبالش مي كردم و متأسفانه تبديل به خبر شد. بركناري محترمانه ي حاج آقا سيد محمد حسن ابوترابي فرد رئيس نهاد رهبري در دانشگاه تهران بود. شايد خيلي ها معني حرف هايم را نفهمند ولي حتماً‌ آن هايي كه در دانشگاه تهران درس خواندند مي دانند كه سيد چه قدر بزرگ بود.

سيد محمد حسن ابوترابي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

سجاد جهانگرد:
سلام. می دونی که اوليش نيست و آخريش هم نخواهد بود فعلا که دوره دوره ی مهرورزيه.

كاظم زارع:
سعيد جان خيلی کامل و جامع نوشتی. دستت درد نکنه......داغم رو هم تازه کردی...

سجاد فني ! :
اشتباه نکن . نه تنها سيد بزرگ بود ، بلکه هنوز هم هست . چون بزرگيش به خاطر پستش نبود .
درسته ، هيچ وقت فراموشش نمی کنيم .


کلمات کلیدی:
 
ساعت چنده؟
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٥  

۱- براي اولين بار است كه نتوانستم طبق وعده ام بنويسم. علتش هم آن است كه مسافرت بودم. جايتان خالي براي يك همايش رفته بودم مشهد. تازه امروز صبح برگشتم. در ضمن فكر آن جا را هم كرده بودم. مي خواستم از سرويس اس ام اس استفاده كنم و وبلاگ بنويسم اما: نوبت به عاشقان كه رسيد آسمان تپيد!

۲- خيلي از دوستانم مي پرسند كه واقعاً حزب الله برد يا اسرائيل؟ جوابش ساده است: زمان همه چيز را مشخص خواهد كرد. مقاومت حزب الله در برابر رژيم تا بن دندان مسلح اسرائيل ستودني بود.

۳- ديشب رفته بودم حرم امام رضا(ع) . حال درست و حسابي نداشتم. يه پسره اومد ازم پرسيد آقا ساعت چنده؟ گفتم ۶ . گفت به وقت تهران يا اين جا؟ نتوانستم جلوي خنده ام را بگيرم . گفتم عزيزم كلاس چندمي؟ گفت دوم راهنمايي منطقه ۱۲ تهران. توجيهش كردم كه اون ساعت اذانه كه فرق داره...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

آقا يا خانم كاظمي نوشته :
زیارت قبول!
درباره ی بند دوم اعتراض دارم آقا!!مگه خدایی نکرده ما به وعده های خدا اعتماد نداریم...<فان حزب الله هم الغالبون>خب دیگه قضیه حل شده ست.دست خدا همیشه با حق،سوال این دوستان به این میمونه که بپرسی تو کربلا یزید پیروز شد یا امام حسین...خلاصه که ما پیروزی لبنان و حزب الله رو خدمت همه تبریک عرض می کنیم. یا علی

محمد قاسمي شاگرد عزيز :
آقا لبنان اگه ایران نبود نمی تونست بر اسراییل پیروز بشه حالا این همه که دولت به لبنان کمک کرد حالا باید بیاد به مردم بدیختی مثل دوست پدرم حسین شیسی کمک بکنه که ۲۸۰ هزار تومان حقوق می گیره ۱۴۰ تومان می ره برای اجاره ۷۰ تومان برای قصد ها و باقی هم تو خونه یه بچه ی کوچولو هم داره می شه با این یه ذره زندگی رو چرخوند شما بگو


کلمات کلیدی:
 
قطعنامه ي جنگل
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢۱  

براي اين روزها :

جنگل 

طوفاني از تبر
ناگه به جان جنگل 
                        افتاد
و هر چه را کاشته بوديم
طوفان به باد داد

در گرگ و ميش آتش و خاکستر
جنگل ولي هنوز
                     نفس مي کشيد
جنگل هنوز هم
                    جنگل بود
                       هر چند در دلش
                               جاي هزار خاطره تاول بود

جنگل بلند و سبز
                        بپا خاست
و با تمام قامت
اين قطعنامه را
با نعره اي بلند و رسا خواند:

جنگل هجوم طوفان را
                             تکذيب مي کند!
                                  جنگل هنوز جنگل
                                 جنگل هميشه جنگل
                                                   خواهد ماند!

قيصر امين پور

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

اصغر آقا نوشته : جنگل هميشه جنگل خواهد ماند!
بیابان هم همیشه
بیابان
خواهد ماند
و این رمز جاودانه ی تاریخ است.

محمد قاسمي شاگرد عزيزم: سلام شعر قشنگی بود قافيه نداشت معنا داشت

و سركار خانم رسايي : از جنگل هميشه سرسبز گفته بوديد، مناسب ديدم پيروزي قهرمانانه حزب ا... -اين تك در خت تنومند جنگل خشكيده عرب - در مقابل طوفان سهمگين اسرائيل را تبريك بگويم. خدا رو شكر يك بار ديگه ثابت شد كه خدا براي بنده اش كافيست.
ا ليس ا... بكاف عبده؟


کلمات کلیدی:
 
رئيس جمهور بايد معلم باشد
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱۸  

۱- چند وقت قبل خبري را از بازتاب خواندم كه باورم نشد. در اين خبر بيان شده بود كه رئيس جمهور در سفر استاني كه به آذربايجان خودمان داشته است با دستانش نماد پان تركيست ها را كه به يك گرگ شباهت دارد به نمايش درآورده است. البته به عنوان يك معلم كه بايد از همه چيز سر دربياورد قبلاً هم با شبه اين علامت به عنوان سمبل گروه متاليكا و هوي متال آشنا بودم. كاري به مباحث سياسي ندارم اما اين حركت آقاي رئيس جمهور با هر هدف كه صورت گرفته باشد براي من معلم قابل توجيه نيست. اگر اين كار با هدف آموزش يك حركت خوب در بين جوانان صورت گرفته است كه اساساً‌حرفي با ايشان باقي نمي ماند! اگر بنا بوده كه با اين حركت دل جوانان آذري زبان به دست بيايد كه به نظرم راه نادرستي انتخاب شده است. به دست آوردن دل قوميت ها با همه ي پيچيدگي اش ساده تر از اين حرف هاست كه آرمان هاي خودت را زير پا بگذاري و به ظاهر از طرفداران گسست ايران تقليد كني. اميدوارم آقاي رئيس جمهور براي اين مسئله پاسخ قابل قبولي داشته باشد . جالب تر اين كه آقاي رئيس جمهور در نامه اي كه به جرج بوش نوشته خود را معلم مي داند و از منظر يك معلم صحبت كرده است. انجام اين حركات از يك معلم بعيد است.

۲- يادم مي آيد در يكي از كلاس هايم چون شاگردم اين علامت را با دست هايش نمايش داد چند دقيقه اي حالش را گرفتم . به گمانم بايد از او عذرخواهي كنم !

رئيس جمهور در تبريز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

علي آقا مربي نوشته : بابا اينقدر به اين بنده خدا سخت نگير. حالا يه کاری کرد. مگر خودش کرده. بروبچ اطلاعاتی که همراهش هستند احتمالا بهش گفتن ديگه. چه می دونستن يه خبرنگار فضول مياد عکس می گيره !!!

اما مير هادي اين جوري دفاع كرده: ۱-بعيد ميدونم ميدونسته اين حركت يعني چي.عكس العمل بوده.
۲- شما هم زياد سخت نگير!

كاظم زارع هم كه تهشه ! : خيلي هم خوب مي دونسته. خيلي هم كار خوبي كرده....

سجاد هم انگار سرش زيادي كرده : این بنده خدا اصلا نمی دونه هوی متال چی هست . از سادگی و بی مبالاتی اطرافيانش بوده ، البته مثل هميشه به نظر من .

عليرضا هم كه عشق احمدي نژاده: ديديم رييس قبلی که خيلی حاليش بود برای اين مملکت چی کار کرد . لااقل اين يکی سوتی می ده کارم می کنه . اون يکی زندگی نامه بيل کلينتون خونده باورت نمی شه کتاب صد روز با خاتمی رو بخون يک زندگيه بيل کلينتون رو هم بخون


کلمات کلیدی:
 
فردا...
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٦  

فردا روز ميلاد جوانمردترين و مبارزترين مرد تاريخ است. مردي كه اگر دنيا سعادت آن را داشت تا حكومتش را كامل ببيند امروز به بسياري از مصائب دچار نمي شد. مبارك باشد. قشنگ تر از اين جملات دكتر علي شريعتي گير نياوردم:

روزها شير نمي‌نالد
در برابر نگاه روباهان، در برابر نگاه گرگ‌ها...
در برابر نگاه جانوران، شير نمي‌نالد،
سكوت و وقار و عظمت خويش را بر شكنجه‌آميزترين دردها حفظ مي‌كند
اما، تنها... در شب‌هاست كه شير مي‌گريد...
نيمه شب به طرف نخلستان مي‌رود، آن‌جا هيچ كس نيست و اين مرد تنها...
اين شير در شب مي‌گريد و تنهايي...
دردي كه چنان روح بزرگ را به ناله آورده است و تنهايي است...
كه ما آن‌را نمي‌شناسيم...
ما بايد اين درد را بشناسيم... نه آن درد را...
كه علي [ع] درد شير را احساس نمي‌كند،...
و ما درد علي [ع] را احساس نمي‌كنيم

و امروز فرزند راستين علي(ع) ذوالفقارش را از نيام كشيده است :

سيد حسن نصرالله

عمری ست عرب، مثل تو - يك مرد - نديده ست
تنها نه نديده ست كه حتي نشنيده ست

تو هيمنه ي نام خداوندي و هرگز
چشمي به جهان، برتر از آن نام نديده ست

تو قله ي سرسوده به خورشيدي و بي شك
بالاتر از آن، هيچ عقابي نپريده ست

اي خون خدا در رگ مردان خداوند
پشت ستم از هيبت نام تو خميده ست

نامت همه جا بر لب مردان غيور است
زين تسمه كه از گرده ي بيداد كشيده ست

آن نعره ي چون رعد رسا باد در عالم
تا صيهه ي صهيون به سكوتي نرسيده ست

دست از تن اين لشگر بيداد بينداز
تا پا ز فلسطين و زلبنان نكشيده ست

سرمايه ي جاويد جوان هاي جهان باد
خوني كه بر آن خاك خداوند دويده ست

امروز اگر زخمي شب كيش تريني
فردا علم نام تو بر بام سپيده ست

دور است ، ولي دير نه اي فتح خداوند
آن وعده كه در آيه ي قرآن مجيد است

باكي دگر از حمله ي پائيز به دل نيست
از خون جوانان وطن لاله دميده ست

گفتم كه به پايت غزلي سرخ بريزم
بالاي تو هر چند فراتر ز قصيده ست

جواد محقق

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

خانم رسايي :
اينروز ها حال و هواي وب لاگ شما هم رنگ و بوي مقاومت لبنان به خود گرفته.انگار همه هم خوشحاليم هم ناراحت. ناراحت سختي جنگ و مقابله با مكر اسرائيلي و امريكايي، سختي بي وفايي دوستان نادان و.... اما خوشحال پيروزي شيرين مرگ ابهت پوشالي كفر، و خوشحال نشر اسلام در جهان و زمينه سازي ظهور صاحبمان امام زمان.


کلمات کلیدی:
 
چاقي!
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٤  

امروز به يكي از بچه هاي سازمان گير داده بودم كه تو اين قدر غذا مي خوري چرا چاق نمي شي؟! برايم جالب بود . البته يك فاكتور مهم را فراموش كرده بودم . اين عزيز دل معلم هم بود. گفت آن قدري كه در كلاس راه مي روم تمامش سوخت مي شود و چيزي براي چاق شدن باقي نمي ماند . به دوران تحصيلم كه نگاه كردم ديدم كه فقط يك معلم به معناي واقعي كلمه چاق داشته ام ! آن هم آقاي زرين اعلي الله هندسته ! البته الان هم مدير دبيرستان مفيد۲ است . واقعاً برايم جالب بود. البته نكته ي جالب اين جاست كه تا دلتان بخواهد دانش آموز چاق داريم . مخصوصاً‌در سال هاي اخير به آمار آن ها اضافه شده است . اين دانش آموزان براي خودشان مشكلات خاصي دارند . اولينش هم مسخره كردن بچه هاي ديگر است . و مشكلات ديگر ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

كاظم ( هم مدرسه اي، هم دانشكده اي، هم تشكلي ، هم ...):
دليلش هم دقيقا همينه كه آقا زرين هميشه سر كلاس ميشينه

علي ( هم مدرسه اي، هم معلمي ! ...):
مگر اين بچه های بيچاره دست خودشان است که اينقدر چاق می شوند ؟
طبق معمول بايد حال اولياشان را بگيری.


کلمات کلیدی:
 
دفتر حزب الله لبنان
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱۱  

ديروز رفته بوديم دفتر حزب الله در تهران. چه كاري از دستمان بر مي آيد؟

بعد التحرير:

مي گويند براي رسيدن به آزادي راه هاي زيادي هست فقط بايد بداني كه حاضري چقدر هزينه كني . از انقلاب ۲۵۰ تومن و از امام حسين ۵۰۰ تومن !‌ قضيه به همين سادگي است !

اگر حاضر نباشي در برابر اشغالگري بايستي نتيجه اش را هم خواهي ديد . شعري خواندم به نام تو ننگ ملت عربي اي نصرالله !‌ واقعاَ همين است . ببينيم كي نوبت مصر و عربستان و اردن هاشمي خواهد رسيد . آزادي بها دارد . اين بار خون ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

دهاتي نوشته:
اين روزها به يه نهيلیسم مزمن دچار شدم ...حاد شدنش رو هم وقتی فهمیدم که در برابر تصاویر قانا هیچ حسی بهم دست نداد . اولش از خودم ترسیدم ..اما بعد به این نتیجه رسیدم که خوب شاید به این خاطر باشه که جهانی که در اون دارم نفس میکشم و به خصوص آب و هوای وطنم بد جوری آلوده ریا و تزویر شده ...میدونی آقا معلم هیچ دلم نمی خواد از احساسم استفاده ابزاری بشه ..همین !

امين از روي دست سيد حسن نصرالله كپ زده:
امريكيون لايعرفون ماذا يعني لبيك يا حسين...


کلمات کلیدی:
 
معلم تاريخ
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٩  

۱- يكي برايم پيام گذاشته اين روزها دلت براي مدرسه تنگ نمي شود ؟ جوابش ساده است : ... !

۲- در بين تمام اخباري كه از لبنان مي رسد يكي از جنايان اسرائيل كه مورد توجه افكار عمومي قرار نگرفت برايم خيلي جالب بود : اسرائيل در بمباران هوايي اردوگاه خيام را با خاك يكسان كرد . اردوگاه خيام بازداشتگاه هاي رژيم صهيونيتي در خاك لبنان بود كه تا سال ها مبارزان لبناني و فلسطيني را در آن نگهداري مي كرد . بعد از آزادسازي جنوب لبنان توسط حزب الله اين زندان هم در اختيار نيروهاي مقاومت قرار گرفت و الحق آن ها هم زيباترين كار را كردند . زندان ها كلاس درسي شدند براي توريست هايي كه بنا بود با ماهيت اسرائيل آشنا شوند . در اين چند ساله كساني كه به جنوب لبنان رفته اند قطعاً از اردوگاه خيام هم بازديد كرده اند . اسرائيل با بمباران اين اردوگاه خواست لكه ي ننگش را پاك كند غافل از اين كه اين لكه ها با بمب پاك نخواهد شد . نام صبرا و شتيلا و قانا تا ابد در تاريخ خواهد ماند . تاريخ معلم نمي خواهد . اگر وجدان داشته باشي درس هايت را مستقيم مي گيري .

زندان خيام

اتاق شكنجه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

پرند :
زجر آور تر از کشته شدن مسلمانان بی گناه سکوت جامعه عرب منطقه هست .......


کلمات کلیدی:
 
لا يوم كيومك يا اباعبدالله
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٧  

۱- پنج شنبه رفته بودم مدرسه تا وضعيت كاري سال بعدم را با آقاي منافي مشخص كنم . مشروح حرف ها بماند . فقط در آخر روضه خواندن هايم گفتم كه سال بعد ۶ ساعت يا در نهايت ۹ ساعت كلاس بر مي دارم و كار مشاوره را هم به خدا مي سپارم. براي من كه فرقي نمي كند . سعي مي كنم در اين مرحله هم هماني باشم كه بودم . ياد حرف تئاتريست ها ! مي افتم . وقتي بهشون مي گن از نقشت در فلان نمايش راضي هستي مي گن نقش كوچيك و بزرگ نداره . اين صحنه اس كه مقدسه . ...

۲- مشغول حرف زدن بوديم كه آقاي قاضي نظام مدير دبيرستان داخل شد . نمي دانم كدام انسان سه نقطه اي متن وبلاگ من رو گذاشته جلوي آقاي منافي . ايشان هم نه گذاشت و نه برداشت و به قاضي نظام گفت كه فلاني از دست شما شاكيه! دردسرتون ندم حدود ۲ ساعت داشتيم با آقاي قاضي نظام در مورد مباحث خرد و كلان آموزشي و به خصوص آموزش مذهبي صحبت مي كرديم . نتيجه گيري اخلاقي اش هم اين شد كه مشتركات زيادي داريم . اميدوارم ايشان هم بتواند نسلي را كه در دبيرستان خاتم تحويل گرفته است با فاكتورهاي مذهبي ، اجتماعي و علمي خوبي تحويل جامعه بدهد .

۳- عصر هم با علي نعمت و عليرضا مقيمي و امين احمدزاده و قرباني رفتيم خونه ي آقاي قديم . دبير حرفه و فن مدرسه كه تازه چشمش را عمل كرده است . آقاي قديم ، قديمي ترين معلم مدرسه است . دومين تجديد گواهينامه اش هم سن من است ! خدا را شكر بهتر بودند .

۴- تنها علت ماندنم در ايران احساس ناتواني ام در كمك مؤثر است .
مصطفي چمران ! يادت به خير . اين افكار مغشوشم ربطي ندارد ولي نمي دانم چرا احساس مي كنم اگر چمران زنده بود كودكان لبناني زير بمب ها به خاك و خون كشيده نمي شدند . از اين عمو هم ديگر كاري ساخته نيست . لا يوم كيومك يا ابا عبدالله ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

اصغر ‏، رفيق دانشگاهي:
موافقم اگر چمران بود کودکان فلسطين بر اجساد مادرانشان بوسه نمی زدند
اگر چمران نبود شايد الان من بر جسد مادرم بوسه ميزدم زير تانک های امريکا اسراييل القاعده و...
چمران بود و نيست
واگر بود.............
موسی صدر اگر بود چه؟ شايد هم هست ... چه مي دانيم
تو چی؟
من چی؟
.......................................
ما چی؟
من جوجه ای بيش نيستم
نسل ديروز کو؟
کجايند
آنانکه قنات را قنوت رسيدن به خدا کردند....
نسل ديروز کو؟
من که واکس کفشامو گم کرده ام
من که کفشهام ژاره است
عقلم ژاره سنگ برميدارد
..........
من نماينده اين نسلم؟؟؟
نسل امروز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

دلارام اصلاح طلب جوان ! :
سلام آقای معلم:
دلم برای نوشته هايتون تنگ شده بود!
اين روزها که نمی ريد مدرسه دلتو برای بچه ها تنگ نميشه؟!
من دلم برای معلمام تنگ ميشه بخاطر همين ميرم ميبينمشون!
آخه من خيلی به معلم هام وابسته ام!
در باره ی فلسطين و لبنان مطالب زيادی نوشته بوديد
لازم دونستم که بگم همه چيز ۵۰-۵۰ مساويه در تلوزيون خود غرق نشويد!
و تنها ايمد وارم ما از کوفيان نباشيم!
و چيزی به نا سزا نگوييم که اون دنيا بخاطر يک آمريکايی يا اسراييلی به جهنم بيوفتيم!


کلمات کلیدی:
 
تنها تو مانده اي نصرالله
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٤  

سيد حسن نصرالله

شعري از عليرضا قزوه

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!

وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!

جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند

شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!

تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند!

وقتي بزرگترين دغدغه ي اين روزهايم اين هاست از چيز ديگري نمي توانم بنويسم .
خدايا شر ظالمان را به خودشان بازگردان .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

محمد امين معلم:
کاش ابابيل لبنان می شدم

عليرضا مقيمي:
نام اين تنها هم حسن است

آقا معلم ساكن بوشهر:
اللهم انصر المجاهدين فی البنان
اللهم انصرهم علی الاعداءک
اللهم انصرهم و انصر من نصرهم


کلمات کلیدی:
 
بي غيرت ها
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢  

۱- امروز گواهينامه ام را هم گرفتم. مي مونه گواهينامه موتور. يكي موتور داره بده به ما بكوبيم در و ديوار تا موتورسواري ياد بگيريم ؟

۲- تقريباً به تصميم قطعي ام در مورد وضعيت كاري معلمي ام در سال آينده رسيده ام . به زودي نتيجه را تمامش خواهم كرد .

۳- لبنان هنوز هم مي سوزد . چقدر سران عربي بي غيرتند . حيف واژه كه براي اسمشان حرام شود .  

۴- فان حزب الله هم الغالبون

حزب الله

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

سجاد :
يی غيرتند ؟ زحمت کشيدی لغت انتخاب کردی . تو روزنامه ی امروز خوندم می خوان حزب الله رو خلع سلاح کنن .

علي (معلم):
۱- مبارکه . پس ايشالا اين دفعه که رفتيم شمال تو رانندگی کن.
۲- ما که سر از کار تو در نياورديم. همسرت چی بکشه از دست تو.
۳- ای بی غيرت. (با تو نبودما. با یکی از سران عرب بودم)
۴- نمی گی آيه قرآن می نويسی اگر کامپيوتر يکی بيفته زير دست و پا گناه داره ؟


کلمات کلیدی: