روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

معلم های امسال خاتم
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۳٠  

سلام

خیلی وقته ننوشتم. علتش بمونه برای بعد. امسال هم طبق دو سال قبل مشغول بدبختی برنماه ریزی سال تحصیلی هستم! فقط اونایی که یک بار برنامه درسی ریخته اند می دونن که این کار چه مصیبتی داره. این پست به درد بچه های خاتم می خوره و یک کم اختصاصیه. اسامی تقریباً قطعی معلم های امسال:

ردیف

 

نام درس

 

اول

 

دوم

 

سوم

 

1

 

ریاضی

 

مقیمی

 

نصیری

 

مجتبی بابائی

 

2

 

تاریخ و جغرافیا

 

مظاهری

 

مظاهری

 

مظاهری

 

3

 

زبان

 

متین

 

متین- افشاری

 

افشاری

 

4

 

عربی

 

جواهری پور

 

استادحسن

 

استادحسن

 

5

 

قرآن

 

ذوالفقاری

 

ذوالفقاری

 

ذوالفقاری

 

6

 

علوم

 

آذرنیا

 

فرهمند

 

سیفی-فرهمند

 

7

 

آز علوم

 

سیفی

 

سیفی

 

سیفی

 

8

 

دینی

 

قنبری

 

قنبری

 

قنبری

 

9

 

کارگاه

 

پیروزی مرام

 

پیروزی مرام

 

پیروزی مرام

 

10

 

دفاعی

 

-

 

-

 

رضایی

 

11

 

ادبیات

 

کامبیز بابایی

 

رئیسی

 

رئیسی

 

12

 

ورزش

 

شمس الهی ابوالقاسمی

 

شمس الهی ابوالقاسمی

 

شمس الهی ابوالقاسمی

 

13 

انشا

 

طالب لو  ک.بابایی

 

طالب لو

 

طالب لو

 

14 

هنر

 

حاج آقایی

 

حاج آقایی

 

حاج آقایی

 

15

 

اجتماعی

 

علیگو

 

سعید بابائی

 

علیگو

 

 به شخصه منتظر سال خوبی هستم. معلم های خوب جدیدی امسال در کنارمان هستند. منتظرشان باشید.


کلمات کلیدی: راهنمایی خاتم
 
اتوبوس
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢  

۱- دیشب داشتیم از یه جایی بر می گشتیم. بهترین مسیرش هم با اتوبوس بود. در حال سبز کردن علف زیر پایمان بودیم که دیدم یه پسر بچه با قیافه ی آشنا داره جلوم قدم می زنه. از اون جایی که حافظه ی تصویریم قویه فهمیدم که یکی از بچه های پارسالمه! کلاس اول که با هم رایانه داشتیم. در مسیری که حدود نیم ساعتی طول کشید با هم در مورد سال گذشته صحبت کردیم. البته آویزان از میله های اتوبوس! برخی از حرف هایش برایم جالب بود هر چند تازگی نداشت. نظراتی که در مورد معلمان سال قبلش داشت کاملا با داشته های قبلیم تطابق داشت. در مورد یکی از معلم ها که گویا مدرسه در سال جدید از او خداحافظی کرده است گفت که به راحتی امتیاز می داده و به عبارت امروزی تر بچه ها به راحتی او را ... می کرده اند و امتیاز می گرفته اند. نکته جالب برایم این بود که حتی این دانش آموز ۱۲ ساله که بعد از گرفتن امتیاز حال هم کرده است اعتقاد دارد که کار آن معلم شل و وارفته ! اشتباه بوده است. قابل توجه برخی از معلم ها که احساس می کنند محبوبیت یعنی دربست مخلص شاگرد بودن!

۲- در قسمت انتهایی اتوبوس هم که بانوی مکرمه حضور داشتند( البته نشسته بودند نه مثل ما!) خانمی سر صحبت را باز کرده بود که پسرش در مدرسه میزان درس می خوانده است. گویا پسرش شاگرد ممتاز آن جاست اما به شدت شر و شلوغ! مادر از زندگیش می گوید و این که از خانواده ای رشد پیدا کرده که پنهانی نماز می خوانده و الان هم بساط فسق و فجور در مهمانی هایشان به راه است. مادر به شدت نگران پسرش بوده و این که نکند بچه ی حلال زاده به دایی اش برود! و بیان مصائب و مشکلاتی که در خصوص رفت و آمد با خانواده ی خواهر ها و برادرهایش دارد. اما از این هم راضی است که راه درست را انتخاب کرده است.

۳- ۶ شهریور امسال شب نیمه شعبان است. بلد نیستم حرف خاصی بزنم. اما برای من یادآور یک چیز دیگر هم هست. اولین سالگرد ...

۴- پریشب عروسی یک معلم بود. حامد تاملی عزیز. فارغ التحصیل دوره ۲۲ دبیرستان مفید تهران. برایش آرزوی زندگی سعادت مندانه دارم.

۵- بچه های خاتم از امروز رفتند شمال. خیلی دوست داشتم باهاشون برم. گویا اسم من رو هم جزء همراهان سفر چاپ کرده اند. جای من خالی!

۶- شاید این هفته بیاید... حتماً