روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

خداحافظ جوانی!
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٥  

طبق تعریف سازمان ملل متحد اصطلاح "جوان" به افراد سنین 14 تا 29 سال اطلاق می شود. حالا این تعریف را از کجا استخراج نموده اند الله اعلم. البت ما هم تقسیم بندی خاص خودمان را داریم. در حدیثی از امام صادق (ع) داریم که: هنگامی که سن مرد از سی سال گذشت، کهل (میانسال) است و وقتی که از چهل سال گذشت، شیخ نامیده می شود.

ده هزار و 592 امین روز زندگی هر آدمی با این حساب ها می تواند خیلی مهم باشد! یعنی روزی که طبق تعریف سازمان ملل متحد دست و پایت را می گیرند و از جرگه ی جوانی پرتت می کنند بیرون!

امروز من می شوم ده هزار و پانصد و نود و دو روزه! دیشب که شعله های بالاسر 29 را فوت می کردم یک هو دلم گرفت. کادوهای پایان دوران جوانی ام را هم باز کردم و گذاشتم کنار. تا شب خوابم برود چندین بار با خودم گفتم: جوانی کجایی که یادت به خیر! (خاصیت ما هم گویا زود جوگیر شدن است! )

امروز صبح داشتم کتاب ها را ورق می زدم که به دو تا گفته ی قشنگ بر خوردم:

اول: پیامبر اکرم(ص): الشباب شعبه من الجنون (جوانی، شاخه ای از جنون است)

دوم:امام صادق (ع) خطاب به مردی گفت: شما به چه کسی فتی می گوئید؟ عرض کرد: به جوان. حضرت فرمود: نه، فتی مومن است. اصحاب کهف همگی بزرگسال بودند اما خداوند آنان را به سبب ایمانی که داشتند فتیه (جوانان) نامید.

طبق سخنان بالا هنوز چیزی را از دست نداده ام: اولی را که شکر خدا خیلی خوب دارم! دومی را هم دعا کنید به دست بیاورم.

هیچ وقت برای جنون دیر نیست!


کلمات کلیدی: دل نوشته
 
گه گه
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٤  

در این درگه، که گه گه، که که و که که شود ناگه

مشو غره به امروزت که از فردا نئی آگه!


کلمات کلیدی: دل نوشته ،شعر