روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

مشاور جوان
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٦  

۱- امروز برای همايشی که می خواهيم در اسفندماه برگزار کنيم رفته بوديم سازمان بهزيستی . با چند تا از مشاورين جوان سازمان جلسه داشتيم . بعد از کلی برانداز کردن يکی از مشاورين و همچنين او من را ! به اين نتيجه رسيدم که طرف طبق معمول مفيديه ! از فارغ التحصيلان دوره ۷ مفيد ۲ . با دو تا از رفقای وبلاگيم که مفيد ۲ ای هستند هم آشنايی داشت . جالب تر اين که مشغول تحصيل در حوزه بود . کفرم در اومد . نشد يه جايی بريم سر و کله يه مفيدی پيدا نشه !

۲- امتحان اجتماعی ترم اول را ديروز برگزار کرديم . البته من به قدری حالم بد بود که نتونستم برم سر جلسه . گويا بچه ها سر يک سئوال حرف داشتند . مسئله مهمی نبود . برگه ها را تا ساعت يک نصفه شب ديشب صحيح کردم . ميانگين ۱/۲ : ۱۸.۳ ميانگين ۲/۲ : ۱۸.۹۵ و ميانگين ۳/۲ : ۱۸.۶  . انتظار بيشتری از بچه هايم داشتم . بايد نگاهی هم به مستمرشان بيندازم .

۳- دعايم کنيد . 


کلمات کلیدی: