روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

بی بال پريدن
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۳  

ديروز يه مطلب نوشتم که به برو بچ بالای شهر برخورد ! آقاجون من هم حاليم می شه نميشه گفت جاهايی که يخ زدن تعطيله . من هم می فهمم نمی شه مناطق چسبيده به هم را تعطيل کرد . من هم می فهمم آب و هوای تهران از شدت وسعت کم کم داره چهار فصل می شه . ولی عزيز من !‌ باز هم می گم اگه اون طرف خيابون يخ زده . اين طرفش هم همين طوره . شعر استاد قيصر امين پور رو که ديروز قسمتی ازش رو نوشته بودم ، کامل می نويسم . از کتاب بی بال پريدن : 

چرا همة نقشه هاي جغرافيا دو قسمت دارند؟
چرا همه چيز به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم مي شود؟
چرا رنگ آسمان در شمال شهر آبي و در جنوب شهر خاكستري است؟
چرا پرندگان جنوب شهري با بالهاي وصله دار پرواز مي كنند؟
چرا بهار در جنوب شهر زرد است؟
چرا برف در جنوب شهر سياه است؟
چرا مگسهاي شمال شهري زباله هاي بهداشتي و بسته بندي شده مي خورند؟
چرا پشه هاي شمال شهري اگر به زباله هاي جنوب شهر دست بزنند مسموم ميشوند؟
چرا گربه هاي بالا شهري شير پاستوريزه مي خورند؟
چرا بچه هاي شمال شهر وقتي فوتبال بازي مي كنند‏،گلهاي تازه و قشنگ و رنگارنگ به يكديگر مي زنند.
چرا دنياي بچه هاي جنوب شهر سياه و سفيد است؟
چرا دنياي بچه هاي شمال شهر رنگي است:سفره هاي رنگين،خواب هاي رنگين، لباس هاي رنگي،فيلم هاي رنگي؟
مگر خون آنها رنگين تر است؟
چرا آن ها در شمال به دنيا مي آيند؟ در شمال گهواره مي خوابند؟ در شمال ميزمی نشينند؟
شمال غذا مي خورند؟ قطب شمالي غذا را گاز مي زنند و قطب جنوبي آن رادور مي ريزند؟ براي مسافرت شمال مي روند؟
در شمال زندگي مي كنند؟ و وصيت مي كنند كه آنها را در شمال قبرستان به خاك بسپارند؟
اگر شمال بهتر است،چرا قبله سمت جنوب است ؟
چرا خدا خانه خود را در جهت جنوب ساخته است؟
من به سمت جنوب نماز مي خوانم.
خدا در همسايگي ماست.
خدا در همه جاست! خدا بايد در همه جا باشد!
من اين نقشه ها را قبول ندارم.
چه كسي اين نقشه ها را براي ما كشيده است؟
وقتي كه باران بهاري ببارد، همة نقشه هاي كاغذي را خراب مي كند و همه اين نقشه ها را نقش بر آب مي كند.

ببار ای بارون ببار


کلمات کلیدی: