روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

تفکر بيست
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٦  

1- دکتر فاتح ديشب رفت.

۲- ديروز نوشته بودم :يعنی می شه يه روزی شاگردهای من برن از امثال دکتر کاظمی امضا بگيرن ؟( هر چند منظورم اين بود که به جای دو تا فوتباليست بيسواد دو تا دانشمند رو هم بشناسند )
يکی از شاگردهای سابقم (آقا پارسا) نوشته بود :من از شاگردان سابق شما هستم و آرزوم این است مثل دکتر کاضمی شوم نه فقط ازش امضا بگیرم.

با اين که ديکته اش ۱۹ ميشه ولی تفکرش بيسته !

۳- امروز نرفتم مدرسه !

۴- ديشب رفته بوديم خونه ی دکتر فاتح .ساعت ۲ نصفه شب . گفتم اين جا ديگه خبری از مفيدی نيست ! زهی خيال باطل . دکتر جوادی فارغ التحصيل دوره ۷ . استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران . از رفقای سابق دکتر.داداشش هم دوره ۲۲

۵- کاش خدامون مخصوص روزهای خاص نبود . دوباره سوار ماشين شدن برام سخت شده . آقا ميشه پياده شم؟


کلمات کلیدی: