روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

تولد
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۳٠  

امروز صبح متأسفانه دير رسيدم مدرسه ويکی از کلاس هايم را از دست دادم . بايد توی همين هفته يک جلسه کلاس جبرانی بگذارم . برگه های جديد برنامه ريزی درسی را بين بچه ها تقسيم کردم . در واقع همان فرم مديريت زمان است . از الان بايد بچه ها را با برنامه ريزی مدرن آشنا کرد . فرم قشنگی درآمده . اسمش را هم گذاشته ايم روزنگار من ( برای تکميل روزنگار ما )

امروز بالاخره آيدين اومد مدرسه . چند روزی بود که غايب بود و مريض . صدايش کردم و حالش را پرسيدم وقتی تولدش را هم تبريک گفتم خيلی تعجب کرد و بعد هم خوشحال شد . چقدر راحت می شود با يک کار ساده بچه ها را خوشحال کرد پس چرا بعضی از ما معلم ها از اين کار خودداری می کنيم ؟


کلمات کلیدی: