روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

سالگرد يک هم کلاسی
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٧  

۱- امروز از ساعت ۷ صبح تا ساعت ۳ بعد از ظهر مدرسه بودم . اگه يه روز ديرتر می رفتم مدرسه می شدم جزء اصحاب کهف که وقتی از غار بيرون اومدن چيزی نمی فهميدن . با يه بحران روبرو بودیم . آخر سر رفتم سر کلاس و با بچه ها سنگين ترين صحبت هايم را کردم . نتيجه هم گرفتم . واقعاً‌ روز سختی بود . اشک چند تا از بچه ها و اوليا را ديدن خيلی سخت بود . گرهی را که می شد قبلاً با دست باز کرد الان با دندان هم به سختی می شود باز کرد . خدا کند تجربه خوبی شود برای خيلی از اونا

۲- امروز اولين سالگرد درگذشت دوست عزيزم احسان علی محمدی است . هم دوره ای چهار سال دبيرستان که در يک سانحه ی جاده ای در ۱۳ اسفند ماه سال گذشته رفت اون ور مرز . اولين نماينده دوره ما در آسمان . کاش بچه ها قدر دوستانشان را بدانند . خدايش رحمت کند . برايش يک فاتحه بخوانيد . بسم الله الرحمن الرحيم / الحمد لله رب ...

احسان علی محمدی


کلمات کلیدی: