روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

مرحوم سيد حسن نيرزاده نوری
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢۱  

متن زير را از سايت به گمانم مدرسه علوی برداشتم . اگر کسی اطلاعات بيشتری از اين مرد بزرگ دارد دوست دارم بشنوم. حيف که عکسی از اين مرحوم پيدا نکردم . همان طور که گفتم مزار ايشان در باغ طوطی شهر ری است :

خوب بیاد دارم به سه نفر دیگر از دوستان فارغ التحصیل دبیرستان علوی در تابستان سال 44 ، به عنوان معلم کلاس اول به دبستان علوی آمدیم واولین سال معلمی خود را تحت نظر مرحوم نیر زاده گذراندیم و توفیق شاگردی ایشان نصیبمان شد . او معلم راهنما و سرپرست کلاسهای اول بود . واقعا اعجوبه ای بود ، گاه با تب شدید به مدرسه می آمد ، ما چهار نفر او را آماده می کردیم ، قرص می آوردیم ، چای می ریختیم ،لباس کدخدائی می پوشاندیم ، ریش و سبیل می چسباندیم ، کلاه و کفش آماده می کردیم  تا او با حالت تب دار به کلاس می رفت ، در آن زمان شاگردان 4 کلاس اول را که حدود 120 نفر می شدند در سالن اجتماعات جمع می کردیم ، درس اصلی را ایشان می دادند و بعد ما در کلاس تمرین می کردیم . شاید قابل فبول نباشد این مرد تب دار حدود 2 ساعت در کلاس پای می کوبید ،فریاد می زد ، صدای چندین نفر را تقلید می نمود و تحت عنوان نمایش کد خدا و اکبر درس می داد ، مثل یک جوان 14 ساله چابک  و سر حال ، وقتی درس تمام می شد و بچه ها به حیاط می رفتند ، مانند مرده ای روی سن سالن می افتاد او عاشق بچه ها بود و در نهایت هم خود را فدای سربازان کوچک امام عصر ( عج ) نمود .

يک خاطره :

 روزی به مدرسه آمده بود ، شاگردی را در ایوان دیده بود که مشغول گریه است ، نزد او آمده ، از علت گریه پرسیده بود ، معلوم شده بود که آنقدر در کلاس اذیت کرده که معلم را کلافه کرده ، معلم هم با یک پس گردنی او را از کلاس بیرون کرده است . وقتی رسیدم مشاهده نمودم که نیر زاده زانو زده و با ( همان لباس شیکی که معمولا به به تن داشت ) همراه با آن کودک مشغول گریه است ، هر دو با هم گریه می کردند ، جلو آمدم سلام کردم ، و علت گریه را پرسیدم ! با ناراحتی تمام گفت : فلانی : آخر این بچه کوچک چه دارد که معلم جرات کند او را بزند و از کلاس بیرون کند . کلی خواهش و تمنا کردم ، برای ایشان و آن شاگرد خطا کار چای آوردم ، از معلم کلاس نیز تقاضا کردم تا شاگرد را به کلاس بپذیرد . آن وقت نیر زاده راضی شد و به دفتر آمد .

شاید نوار های تصویری ایشان را از تلویزیون دیده باشید ، البته این نوار ها اصل نیست . یک سری نوار از دوره کامل تدریس یک ساله ایشان با همت فراوان دوستان و زحمت سنگین مرحوم نیر زاده ضبط شده بود که پس از مراجعه به صدا و سیما معلوم شد ( یا ازروی غرض یا اشتباه ) چون نوار نداشتند روی نوار های مرحوم نیرزاده چیزهای دیگر ضبط کرده اند !! وقتی ایشان جهت دریافت یک کپی از نوارهای خود به صدا و سیما مراجعه کردند و این پاسخ را شنیدند و نتیجه زحمات یک ساله خود را نقش بر آب و مطمع نظر افراد مغرض یا لا ابالی یا نادان نسبت به این سرمایه عظیم دیدند آنقدر ناراحت شدند که شاید یکی از علل سکته قلبی ایشان همین اتفاق بود . البته پس از بهبود نسبی ، بنا بر اصرار همکاران محترم مدرسه نیکان ، چند نواری از کلاسهای ایشان آنهم نه بطور کامل و نه با آن توان کاری قبلی ضیط شد تا یادی از ایشان باقی بماند و به بوته فراموشی سپرده  نشود . عده ای از همکاران ایشان سعی کردند که روش ایشان را ادامه دهند ولی متاسفانه قادر به انجام آن نشدند چون نیر زاده هم مبدع این طرح بود و هم سراپا عشق و علاقه ، و این قابل انتقال و آموختن به دیگران نبود . درود بی پایان به روح پر فتوحش و دعای شاگردان و همکارانش نثارش باد .


کلمات کلیدی: