روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

نخستين معلم
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٦  

امروز که رفتم مدرسه اول صبح مراسم مولودی برای ميلاد پيامبر بود . بچه ها را که ديدم ياد بچگی های خودم افتادم :

اعظم يا اکرمش فرقی نمی کند . سال های نخستين دوره ابتدايی بودم . آن قدر که هنوز فرصت شنيدن لغات مختلف را نداشتم . انتهای کتاب دينی مان چند حديثی از ائمه و پيامبر ( عليهم السلام ) نوشته بود . در تعجب بودم آن پيامبری که من در فيلم محمد رسول الله (ص) ديده ام با اين اکرمی که در انتهای نام مبارکش آمده است تناسبی ندارد ! و در دوران کودکی سبب خنده چند نفری از بزرگان خانواده شدم ...

از آن روز ها ، سال ها گذشته . کودک آن روز نوجوانی را پشت سر گذاشت و به جوانی نشست . خوب که نگاه می کنم تأسف می خورم به حال خودم . امروز تفاوت اعظم و اکرم را خوب می دانم ولی کو ذره ای تبعيت . ساده بگويم . زندگی پيامبران زيادی را خوانده ام . با کمال احترام به تمام شان همه آن ها يک جايی بريده اند . کم آورده اند . حتی اولوالعزم هايشان . اما در مورد رسول ما اين خداست که خطاب به ايشان می فرمايد : ای محمد دست از هدايت آن ها بردار . آن ها هدايت نشدنی هستند .... ( و البته بدا به حال امتی که خدا هم از آن ها دست می کشد)

در اين چند ساله شايد لحظه به لحظه صحرای عاشورا را حفظ باشم . شايد حکايت های زيادی را از مولا علی (ع) نقل کرده باشم . شايد ... اما هر چه می گردم جای رسول خدا در زندگيم خالی بوده . اگر از من بخواهی لقبی از القاب رسول الله را بگويم فقط می گويم : پيامبر رحمت . رحمت . رحمت . 

فردا سالروز ولادت نخستين معلم مسلمانان جهان است . معلمی که آمد تا مکارم اخلاق را کامل کند . خدايا ما را در پيشگاه معلم خوب و مهربانمان شرمنده نکن .

والا پيامدار! محمد (ص)
گفتي که  يک ديار
هرگز به ظلم و جور نمي ماند
بر پا و استوار .
آنگاه،
تمثيل وار کشيدي
عباي وحدت،
بر سر پاکان روزگار .
در تنگ پر تبرک آن نازنين عبا
ديرينه، اي محمد (ص)
جا هست بيش و کم
آزاده را که تيغ کشيده ست بر ستم!؟
      


کلمات کلیدی: