روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

شاگرد شجاع
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٧  

۱- ديروز از بچه ها در مورد معلم ها نظرسنجی كردم . خيلی جالب بود . شايد بعداً‌گوشه ای از نتايج را گفتم . در كنار تمام نمره های خوبی كه از شاگردانم گرفتم يكی از شاگردانم به من نمره صفر داده بود . علتش هم اين بود كه از من بدش می آيد . با اين كه از ناراحتی اش ناراحت شدم ولی خوشحالم كه چنين شاگرد شجاعی دارم . ضمن اين كه با اين نمره ی صفری كه به من داده بود در پايان از زحمات من تشكر كرده بود . خيلی برايم شيرين بود .  

۲- شرمنده از اين كه ديروز نتوانستم بنويسم . همش تقصير اين پرشنبلاگ بود كه به هيچ وجه وبلاگم را آپديت نمی كرد . موندم من به چه اميدی نرفتم بلاگفا و گير اينا افتادم . وقتی يه آدم عادت می كنه منظم بنويسه خيلی حرصش در مياد كه اين اشكالات سخت افزاری جلوی برنامه ريزيش را می گيرد .


کلمات کلیدی: