روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

مدرسه يا اداره ؟
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٧  

يكی از رسم های خوبی كه در مدرسه ی ما هست اينه كه ما معلم ها به مناسبت های مختلف دور هم جمع می شيم يا به مسافرت های كوتاه مدت می ريم . امروز به علت اتفاق خوبی كه برای مدير مدرسه افتاده بود ناهار را مهمان ايشان در پارك چيتگر بوديم . اكثر همكاران هم دور هم جمع بودند . شكر خدا هنوز مدرسه تبديل به اداره نشده است . اتفاقی كه برای مدارس خوبمان از جمله مفيد در حال روی دادن است . ضوابطی كه كاركردش گرفتن روح از محيط آموزشی باشد ارزشی ندارد . توی اين مسافرت ها خيلی از مطالب و هم فكری هايی كه نمی رسيم در طول سال بيان كنيم بيان می شود و خيلی از تجربه های كاری و اطلاعات آموزشی مبادله می شود . مثلاً امروز يك خبر بد شنيديم ! سعيد نصرالهی - شاگردمان - ديروز تصادف كرده و در بيمارستان بستری است . برايش دعا كنيد .


کلمات کلیدی: