روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

آزمون ورودي
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢۱  

1- ديروز می خواستم از حضرت زهرا(س) بنويسم . اينترنتمان به ناگه قطع شد و رايانه هم تركيد . قطعاً سعادت نداشته ام . بماند برای ۲۰ روز بعد

۲- امروز آزمون ورودی مدرسه راهنمايی خاتم برگزار شد . چند تا نكته جالب به چشم می خورد . حدود ۲۸۰ نفر ثبت نام كرده بودند كه حدود ۶۰ نفر غائب بودند . علتش هم دير برگزار شدن آزمون به نسبت ساير مدارس بود . جالب اين كه اكثر غائبين كسانی بودند كه زودتر ثبت نام كرده بودند . بناست ظهر امروز برگه ها تصحيح شود و عصر هم نتايج وارد يك وبلاگ شود . در اين چند ساله كه دور و بر آزمون ورودی بوده ام برايم جالب بوده كه بچه ها می آيند و می روند و ما هنوز هستيم . بدترين جای معلمی همين است . همين كه احساس كنی تو دائم داری تكرار می شوی و فرصتی برای تجديد نداری و از كنارت محصولات رشد يافته خارج می شوند . نه اين كه ديدن اين محصولات بد باشد بلكه ديدن وضعيت خودت عذاب آور می شود . خيلی از معلم ها را می بينم كه به حال شاگردان سال های قبلشان غبطه می خورند . اصلاً خوشم نمی آيد ...

۳- آزمون ورودی هم زمان مدارس هم مصيبتی شده است . و همين طور تراكم برگزاری امتحانات . از مدارسی كه می شناسم : مفيد جمعه ، سيدالشهدا ديروز عصر ، اسوه جمعه و خاتم و ميزان هم هم زمان امرز صبح . بچه ی بدبختی كه می خواهد شانسش را از دست ندهد خيلی سختی می كشد . و طبيعی است كه نتواند به علت تعدد امتحانات نتايج خوبی را كسب كند . اين هم يك مشكل

۴- پارسال سه ساعت چشم هايمان از حدقه درآمد تا برگه ها را تصحيح كنيم . ساعت ۴ عصر يكی از والدين گرامی زنگ زد كه چرا اسم بچه ی من روی سايت نيست . چك كرديم و ديديم دلبند جلبك ايشان ۲۰ تا از ۱۰۰ تا را درست زده است . وقتی به ايشان منتقل كرديم چند دقيقه ای آماج بدوبيراه بوديم و متهم شديم به پارتی بازی و هزار گناه ناكرده . خيلی حال داد !

۵- از فردا صبح هم بايد بروم برای آزمون مصاحبه . اتفاقات خنده دار زيادی در اين مصاحبه ها می افتد . برايتان خواهم نوشت .


کلمات کلیدی: