روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

نمره زوري
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٩  

يك هفته ای به آغاز امتحانات مانده كه می بينی درسی را كه تدريس می كنی در برنامه امتحانات نگنجانانده اند ! هر چند كه درس از نظر آموزش و پرورش غير رسمی است ولی با مسئولين رده بالا از قبيل رئيس و ارباب و استاد و ... توافق صورت گرفته است كه اين درس در مدرسه كاملاً‌جدی گرفته شود . درس رايانه

چند سالی هست كه مشغله ی هر درس و هر سمتی را كه در مدرسه داشته باشم قطعاً‌ رايانه هم تدريس می كنم چون اعتقاد دارم كه بسيار تأثيرگذار است و هزار و يك دليل ديگر . حتی برای اين جدی گرفتن مشغول تدريس مهارت های ICDL در مدرسه راهنمايی هستيم .بعد از اين كه متوجه شدم درسم در ليست امتحانات نيست با تأكيدهای مكرر به مقامات رده بالا بالاخره راضيشان كردم تا آزمون برگزار شود . البته برای اين كه به عزيزان و نوگلان باغچه های زندگی خانواده ها ! آسيبی وارد نشود بنا را بر اين گذاشتم تا به جای آزمون سفت و سخت يك آزمون ساده تستی برگزار كنم . براي اين آزمون هم ۱۲۰ تا سئوال نمونه دادم و گفتم كه ۴۰ تا از بين همين سئوالات می آيد . در طرح سئوال هم نهايت دقت را كردم تا سختشان نباشد . حتی به جای ۴۰ سئوال ۴۲ سئوال طرح كردم تا يك نمره كمكی هم در امتحان موجود باشد . و در پايان ...

نمره بعضی از بچه ها بسيار نااميدكننده بود . با اين كه خيلی ها با تلاش كمی نمره ۲۰ گرفته بودند . كاملاً‌مشخص بود كه افرادی كه نمره پايين گرفته اند حتی به خود زحمت نداده اند تا يك بار اين سئوالات را مرور كنند . نمرات را نوشتم و به مدرسه تحويل دادم .

( در اين جای داستان يك زلزله اتفاق می افتد ! )

پائين ترين نمره ام كه ۱۰ بود تبديل به ۱۵ شده بود و قس علی هذا . نمرات به صورت خودكار روی نمودار رفته بودند . با هزار و يك توجيه : كه اين بچه لطمه می خورد ، كه پائين ترين نمره اش رياضی بوده كه ۱۶ شده ، كه اين كه در جلسه ی توزيع كارنامه موج ايجاد می شود و ....

شرمنده شاگردانی هستم كه خودشان نمره بالا گرفتند . خيلی می خواستم ننويسم ولی اين حداقلی ترين كار بود . با مقامات رده بالا ! شرط كردم فردا داخل كارنامه بچه ها يك نامه می گذارم :
از آن هايی كه خودشان نمره ۲۰ گرفتند تقدير می كنم
و به آن هايی كه نمره بالاتری گرفته اند می گويم كه لياقتشان چه مقدار بوده است

نتيجه اخلاقی : بعضی از معلمان گرامی خيال می كنند با ارفاق كيلوئی به بچه های ضعيف فقط در حق آن ها لطف كرده اند . كاش می دانستند اين عين ظلم به آن دانش آموزی است كه جای يللی و تللی و فوتبال و جام جهانی و هزار ... ديگر به درسش بها داده است .

امضا : يه معلم عصباني


کلمات کلیدی: