چند روزی از سالگرد پركشيدن دو استاد غائبم مصطفی چمران و علی شريعتی گذشته است . دلم نيامد بی خيال باشم . كاش امثال اين ها بيشتر بودند . چمران : آميزه ی علم ، آزادی ، مبارزه ، عطوفت ، عشق و بسياری از تناقضات ديگر . اگر در آمريكای لاتين كه نه، بلكه در تمام جهان چه گوارا را می پرستند و به عشقش سيگار برگ كوبايی دود می كنند ما چمران را محصور می كنيم در حفاظ تنگ نظری ها و خودخواهی های خودمان تا از نردبانش بالا برويم و برسيم به هر آن چه بی او ممكن نبود . معلمی كه معلمی اش را فراموش نكرد.
يادت گرامی بزرگمرد دوران ، چمران .
19 فوريه 1978
امروز عدهاى از پدران و مادران، از قريههاى مرزى جنوب به مدرسه آمدند تا بچههاى خود را بيرون ببرند. سؤال شد، گفتند كه افسران اسرائيلى به آنها تأكيد كردهاند كه هر كس فرزندى در مؤسسه جبلعامل دارد بيرون ببرد، زيرا اسرائيل مدرسه را بمباران خواهد كرد، و از اين جهت خوف و وحشتى زائدالوصف پدران و مادران را فراگرفته است و پريشان و نگران دستهدسته به مدرسه آمده، بچههاى خود را مىبرند.
آيا اسرائيل مدرسه را بمباران خواهد كرد؟
مدرسه جبل عامل، پايگاه حركت محرومين و امل، چشمه ی جوشان عشق و فداكارى، سرچشمه ايمان و اسلام حقيقى و ارزشهاى خدايى، مدرسهاى كه بيش از ده استاد و دانشجو تا به حال شهيد داده است، مدرسهاى كه مورد هجوم دشمنان قرار گرفته و با فرياد اللَّهاكبر، زير رگبار گلوله، راكتها و خمپارهها جنگيده و شرافتمندانه از موقعيت خود دفاع كرده، مدرسهاى كه پايگاه شيعه در جنوب لبنان است، مدرسهاى كه خانه امام موسى رمز طايفه است، مدرسهاى كه دژ شكستناپذير شيعه به شمار مىرود...
با اين صفات بعيد نيست كه اسرائيل، مدرسه را بمباران كند و شاگردان بىگناه را، به خاك و خون بكشد. من در مدرسه ماندهام و مىخواهم بمانم، تا اگر هجومى صورت گرفت با شاگردانم به شهادت برسم.
بگذار اسرائيل مدرسه مرا به خاك و خون بكشد، من تصميم گرفتهام كه با قدرت ايمان و فداكارى و با قاطعيتِ شهادت، كابوسِ وحشت را به زانو درآورم و اژدهاى مرگ را رام كنم. باشد كه در تاريخ شيعه حسينى، برگ رنگينى از افتخار رسم كنم.