روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

من می خواهم مسيحی شوم
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٠  

بچه ی خوبی بود . فعال . سرزنده . شر به مفهوم واقعی كلمه ! درسش هم خوب بود . مادرش هم از آن مادرهای پيگيری بود كه يك روز در ميان به مدرسه می آمد و وضعيت درسی پسرش را پيگيری می كرد . اما يك اتفاق باعث شد تا ديگر خبری از مادرش نشود :

داشتيم از يكی از اردوهای برون استانی به تهران بر می گشتيم . با قطار . از اون برگشت هايی كه بچه ها دلشون نمی خواد بخوابن و می خوان برای يك شب بيشتر هم كه شده بيدار بمونن و با هم صحبت كنن . بچه های كوپه ی آخری هم از اين دسته بودن . ساعت ۲ نصفه شب بود ولی هنوز نخوابيده بودن . رفتم كوپه شون تا با هم صحبت كنيم . از در و ديوار با هم صحبت كرديم تا بحث رسيد به يك مسئله ی مذهبی . همون شاگردم كه شرحش را دادم گفت : آقا ما می خواهيم مسيحی شويم . ببينيد چه دين خوبی دارند . رابطه ی بين دختر و پسرهاشون . عبادتشون . راحتی شون و ... گذاشتم تا تونست از خوبی های دين مسيحيت گفت . البته مشخص بود كه نظرش كاملاً احساسی است و از روی مطالعه نبوده است . فهميدم كه اين بحث بايد به نوعی در خانواده مطرح شده باشد . تا ساعت ۴ صبح داشتم باهاش صحبت می كردم . آخرش هم گفتم ما نبايد دينمان شناسنامه ای باشد بايد با تحقيق به دينمان برسيم . من هم خوشحال می شوم كه دينت را خودت انتخاب كنی ولی از روی مطالعه نه از روی احساس ...

هفته ی بعد جلسه با والدين همان كلاس بود . به مادرش گفتم مراقبش باشد و كل ماجرا را برايش شرح دادم . اين آخرين ملاقات ما بود ! بعدها دانش آموزم برايم نوشت كه خجالت می كشد در خانه نماز بخواند . تا انتهای ماجرا را رفتم . برايم خيلی دردآور بود . در چند سالی كه با هم بوديم خيلی سعی كرديم علاقمنديش را به دين بيشتر كنيم . آخرين محرم امسال يكی از پايه های ثابت هيئت در مدرسه بود . با اين حال با خودم فكر می كنم در سال های بعد چه می شود ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

محمد امين احمدزاده ( يه معلم )
فکر می کنی توی تضاد بين خانواده و مدرسه کی آسيب می بينه؟ توی تضاد خانواده و جامعه چطور؟ توی تضاد مدرسه و جامعه چطور؟
تضاد کم باشه خيلی سازنده است. چون توی محيط يکنواخت آموزش معنی نداره.
يه مسئله ديگه: دانش آموز رو به خاطر اينکه تو تضاد خانواده و مدرسه آسيب نبينه می تونيم اخراج کنيم. اما از جامعه هم می تونيم اخراجش کنيم؟
يه مسئله ديگه تر: اگه خانواده ها با مدرسه و جامعه و ... تضاد داشته باشن کدوم نهاد مياد روشون کار فرهنگی می کنه؟ نگو صدا و سيما !
ديگه بيشتر قر قر نمی کنم.
يا علی

حميدرضا ايمانی 
من چند وقت پيش فکر می کردم مفيد چقدر روی بچه ها تاثير گذار بود يعنی چند نفری که خانواده بازی داشتند مذهبی شدند به ذهنم رسيد که تو دورو بری های من خيلی کم نمی دونم واقعا اين جور کار ها عمقی است يا نه بهترين کار اينه که خود بچه ها انتخاب کنند.

خانم مينا ؟ ( يك معلم )
بچه هاي امروزي تشنه دين ومذهب هستند و فقط يكي بايد باشه دين واقعي اسلاممونو به اونا نشون بده اونم اسلام حقيقي


کلمات کلیدی: