روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

واي من خموشم
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٦  

مي تواني نسبت به هر چيزي بي تفاوت باشي. ولي اين يكي را نه. فلسطين و لبنان چند روزي است كه در آتش مي سوزد. نمي شود غير از راهپيمايي كاري كرد؟ تا كي بايد منتظر ظهور جلودار باشيم؟ اين همه مظلوم فريادرس ندارند؟ حديثي از پيامبر اعظم ديدم كه فرموده بودند : دعاي مظلوم مستجاب مي شود حتي اگر مسلمان نباشد . امروز شيعيان لبنان تنهاترين روزهايشان را تجربه مي كنند . روزي تو خواهي آمد ...

وقت است تا بار سفر بر باره بنديم
دل بر عبور از سد خار و خاره بنديم

از هر كران بانگ رحيل آيد به گوشم
بانگ از جرس برخاست واي من خموشم

دريا دلان راه سفر در پيش دارند
پا در ركابِ راهوار خويش دارند

گاه سفر آمد برادر ، ره دراز است
پروا مكن ، بشتاب ، همت چاره ساز است

گاه سفر شد باره بر دامن برانيم
تا بوسه گاه وادي ايمن برانيم

وادي پر از فرعونيان و قبطيان است
موسي جلودار است و نيل اندر ميان است

تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر
بر جاي ما بيگانه ننگ است اي برادر

فرمان رسيد اين خانه از دشمن بگيريد
تخت و نگين از دست اهريمن بگيريد

يعني كليم آهنگ جان سامري كرد
اي ياوران بايد ولي را ياوري كرد

حكم جلودار است : بر هامون بتازيد
هامون اگر دريا شود از خون ، بتازيد

فرض است فرمان بردن از حكم جلودار
گر تيغ بارد ، گو ببارد ، نيست دشوار

جانان من برخيز و آهنگ سفر كن
گر تيغ بارد ، گو ببارد ، جان سپر كن

جانان من برخيز بر جولان برانيم
زان جا به جولان تا خط لبنان برانيم

آن جا كه هر سو صد شهيد خفته دارد
آن جا كه هر كويش غمي بنهفته دارد

جانان من اندوه لبنان كشت ما را
بشكست داغ دير ياسين پشت ما را

بايد به مژگان رُفت گرد از طور سينين
بايد به سينه رفت زين جا تا فلسطين

جانان من برخيز و بشنو بانگ چاووش
آنك امام ما عَلَم بگرفته بر دوش

تكبير زن ، لبيك گو بنشين به رهوار
مقصد ديار قدس همپاي جلودار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

كاظم زارع :  اللهم عجل لوليك الفرج


کلمات کلیدی: