ياد گرفته ام از روي دست بزرگان نگاه كنم و بنويسم . حداقل خوبي اش آن است كه اشتباه ديگران را تكرار نمي كني و راه را زودتر پيدا مي كني . يكي از آن تقلب ها اين بوده كه ديده ام معلمي موفق بوده كه نسبت به كارش
تعصب داشته باشد ،
عرق داشته باشد ،
عشق داشته باشد .
آدم تا در كار گم نشود عاشق نمي شود . عده اي اصرار دارند كه اشتباه مي كني . نبايد اين طور باشي. معلمي هم يك شغل است مثل ساير شغل ها . خودت را نكش براي اين بچه هايي كه فردا فراموشت مي كنند . وقتي از شاگردت صحبت مي كني جوري صحبت نكن كه انگار برادر كوچكترت است . خودشان را هم راحت مي كنند : اين شاگرد همين قدر توانايي دارد . باقي اش به من مربوط نيست ! و به همين راحتي خداحافظ . اين انديشه ي محافظه كار ، شدت و ضعف دارد . حداقل مي دانم نام حتي يكي از اين معلم ها در تاريخ باقي نمانده است تا از او چيزي بياموزم . البته...
شايد من اشتباه كرده باشم !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برخی از نظرات جالب دوستان :
امين ( معلم ) :
تو که اینطور نیستی. من هم نیستم. نمی دونم تا کی می تونیم اینطور نباشیم. تا وقتی بریم سر خونه و زندگی؟ تا وقتی میز بهمون بدن؟ یا تا وقتی پیر بشیم؟ امیدوارم اگه اینطور نبودیم، مدرسه راهمون ندن.
یا علی
سروش:
سلام
آخ اگه بدونی مدرسه چقدر دلش برای چنين معلمی تنگ شده.... مفيد رو می گم .
رسايي :
عشق آب حياتيه كه بشر سالها و سالها دنبالش مي گشته. عشق لازمه انجام هر كار خوبيه از بندگي خدا گرفته تا فرزند بودن ، همسر بودن، كارمند بودن و نه كاربند بودن. به شما تبريك مي گم كه به راز موفقيت دست يافته ايد .خدا كند وجود همه همه مخصوصا معلم هاي انسان ساز جهان به نور عشق روشن بشه.