روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

چاقي!
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٤  

امروز به يكي از بچه هاي سازمان گير داده بودم كه تو اين قدر غذا مي خوري چرا چاق نمي شي؟! برايم جالب بود . البته يك فاكتور مهم را فراموش كرده بودم . اين عزيز دل معلم هم بود. گفت آن قدري كه در كلاس راه مي روم تمامش سوخت مي شود و چيزي براي چاق شدن باقي نمي ماند . به دوران تحصيلم كه نگاه كردم ديدم كه فقط يك معلم به معناي واقعي كلمه چاق داشته ام ! آن هم آقاي زرين اعلي الله هندسته ! البته الان هم مدير دبيرستان مفيد۲ است . واقعاً برايم جالب بود. البته نكته ي جالب اين جاست كه تا دلتان بخواهد دانش آموز چاق داريم . مخصوصاً‌در سال هاي اخير به آمار آن ها اضافه شده است . اين دانش آموزان براي خودشان مشكلات خاصي دارند . اولينش هم مسخره كردن بچه هاي ديگر است . و مشكلات ديگر ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

كاظم ( هم مدرسه اي، هم دانشكده اي، هم تشكلي ، هم ...):
دليلش هم دقيقا همينه كه آقا زرين هميشه سر كلاس ميشينه

علي ( هم مدرسه اي، هم معلمي ! ...):
مگر اين بچه های بيچاره دست خودشان است که اينقدر چاق می شوند ؟
طبق معمول بايد حال اولياشان را بگيری.


کلمات کلیدی: