روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

هوای حوا
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۸  

دوستانم در این چند روز حسابی شرمنده کردند. امیدوارم که بتوانم برای همه شان جبران کنم. از محسن عزیزی ، مرتضی قصاب زاده ، وحید نقشینه و امیر معتمدی که زحمت اطلاع رسانی میهمانان را کشیدند تا حمید باحجب که چند بار نزدیک بود با دوربین چیلیک ! برود زیر ماشین! تا محمد مقدر که ساعت ۱۰ و نیم به مراسم رسید تا بوق بوق بازی کند . تا اخوان مقیمی که تا آخر با ما آمدند تا علی نعمت که از کرخه تا راین می خواست، تا صمد غفاری که هنوز به یاد فال های عمو سعید است تا دکتر ظفرقندی و مهندس خدایاری و دکتر مقاری که هنوز هم با معرفتند تا دکتر حبیبی و استاد منافی تا حبیب تا حاجی تا بچه های جهاد ، تا بچه های انجمن ، تا بچه های مفید ، تا عباس کریمی که چندین سال ندیده بودمش ، تا وحید قبادی، تا حامد سعادت تا همه! جا ندارم اسم همه ی کسانی که در این چند وقت لطفشان شامل حالم شد بنویسم. این تازه دوستان بودند. اهل خانواده که بماند. پدر و مادر عزیزم و پدر و مادر جدیدم. و تمامی فامیل که هر کدام گوشه ای از کار را گرفتند تا یک زندگی آغاز شود. از اظهار لطف و محبت همه ممنونم. برایمان دعا کنید. برایمان دعا کنید. برایمان دعا کنید.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

 با تمام تضادهای موجود در این شعر آن را خیلی دوست دارم. باید از محمد علی بهمنی باشد:

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت

پاشنه ی كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت

يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه ی فردا زد و رفت

حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه ی فرداها رو تا زد و رفت

زنده ها خيلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

... ساحل بهانه ای است
رفتن رسیدن است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی از نظرات جالب دوستان :

آرش كيالاشكي: خيلی مبارکه . وقتی شنیدم خيلی خوشحال شدم . ان شاالله با خوشبختی صد سال و بلکه بيشتر ....راستی اردو جهادی متاهلی رو فراموش نکنی . راه بنداز ...

عليرضا مقيمي :از حالا برای پدر و مادر جديدت پاچه خواری را آغاز کردی ! دمت گرم و سرت خوش باد جاويد

يكي: مبارک باشه ،من هميشه فكر مي كردم شما بچه هم داريد

ميرهادي: آقا خيلي مبارك باشه . البت من تاحالا فكر ميكردم كه شما بنزتون از پل رد شده!

علي مسيحي : شديدا تبريك ميگم آقا سعيد . دست راستتون رو سر ما خدا يه چند تا از اين دوستان رو هم نصيب ما كنه ان شاا...


کلمات کلیدی: