روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

عمو
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٠  

ديروز يه سري زدم به مدرسه. آقاي منافي بود و پدر يونسي. البته بعد كاشف به عمل اومد كه عمو هم هست. واقعاً كه روحيه ي بالايي دارد. بناست تا سال بعد رياضي سال اولي ها را تدريس كند. براي همين از اول نشسته و براي كل مباحث سال بعدش روي مقواهاي بزرگ مباحث درسي را پياده كرده است. وقتي من رسيدم آخرين برگ را هم پياده كرد. وقتي عشق و علاقه ي عمو را به كارش مي بينم من هم انرژي مي گيرم.


کلمات کلیدی: