۱- امام زمان عنقريب است كه ظهور كنند. امروز صبح مدير محترم مدرسه اومده بود محل كار بنده. دو ساعتي مشغول صحبت بوديم. چرايش را اونايي كه بايد بدونن مي دونن اونايي هم كه نبايد بدونن خب نبايد بدونن !
۲- امروز جلسه ي دفاع از پايان نامه ي كارشناسي ارشد دوست عزيزم امير صالحي نجف آبادي بود. ما كه چيزي سر در نياورديم. زيست شناسي خوانده ولي بيشتر بحث سر آرد گندم و آرد جو بود! جلسه يك شاطر و يك نانوا كم داشت. شيريني خورديم و بيرون آمديم. البته همين شيريني دادن هم از يك اصفهاني بعيد بود! آثار كيف كردن را در چهره ي پدرش به وضوح مي شد مشاهده كرد. خيلي حال كردم.

۳- يادم باشد راجع به حسم وقتي داخل دانشگاه تهران هستم بنويسم. امروز يك بار ديگر اين حال بهم دست داد.
۴- اگر خدا قسمت كنه عصر داريم مي ريم اردبيل. تا پس فردا. البته پرواز قبلي چون هوا بد بوده تا اردبيل رفته است و برگشته است تهران. حلال بفرمائيد. هواپيما هست و باب شهادت كه هنوز باز است !!!!