روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

بارش
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤  

چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت

چند ساعتي به آغاز شب قدر باقي مانده است. شبي كه بنا بر گفته ي خيلي ها مهم ترين شب است در بين اين سه شب. از چند ساعت قبل باران گرفته است.
و چه زيباست:
تنزل الملائكه و الروح ...

چند ساعتي است ملائكه مي بارند و باران نازل مي شود...
زير باران بايد رفت...

خدايا چيز زيادي نمي خواهم : خير دنيا و آخرت را نصيب دوستدارانت بگردان! آمين 

شب قدر


کلمات کلیدی: