روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

يكي از مسئولان بلند پايه محترم مدرسه !
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٧  

۱-
الف ) پارسال هم معلم اجتماعي بودم. داشتم آهسته آهسته روش خودم را جا مي انداختم. ناگهان با سيل اعتراض اولياي گرامي مواجه شدم كه آقا چرا نمره نمي دي چرا سخت مي گيري چرا....

ب ) امسال يكي از مسئولان بلند پايه محترم مدرسه دبير اجتماعي هستند. علاوه بر امتحانات هر هفته، بناست در ماه آينده از قانون اساسي هم امتحان بگيرند. اولياي گرامي رفتند پيش ايشان و حسابي به علت دلسوزي ايشان تشكر كرده اند!

ج) اي كاش من هم پرنده بودم !!

۲-
الف) يكي از مسئولان بلند پايه محترم مدرسه در يك بعد از ظهر پائيزي من را كشاند گوشه ي مدرسه و  محترمانه خواست كه روشم را عوض كنم.

ب) يكي از مسئولان بلند پايه محترم مدرسه از معلمي كه پارسال اوليا به علت سخت گيري ازش شاكي بودند خواسته است كه امسال را سخت بگيرد !

ج) با شادماني پر مي گشودم !!


کلمات کلیدی: