روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

بيا با هم بريم سفر....... كوير كوير !
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٤  

يزد

۱- چند شب قبل عروسي يكي از نزديكان دعوت بودم. بنده ي خدا از آن آدم هاي بسيار سفت و سخت بود كه حتي جلوي تحصيل خواهرش در دانشگاه را هم گرفته بود چون محيط دانشگاه را اسلامي نمي دانست! ديشب در همان نيم ساعت آخر مراسمش سرم رفت از آهنگ هاي مختلف! و البته حركات موزون...
خدايا ادعاهايمان را با خودمان اندازه كن
خدايا ما را سخت آزمايش نكن. ما از همين الان تسليميم!

۲- امروز صبح كه مي خواستم بيام سوار يك ماشين آخرين سيستم شدم كه مسافر كشي مي كرد . راننده جواني بود هم سن و سال خودم كه از ظواهر امر مشخص بود كمي قاطي دارد. بعد از اين كه فهميد معلم هستم كلي از خاطرات زيباي دوران مدرسه اش گفت و اين كه هنوز امضاي معلم هايش را دارد. وسط خاطره هايش مجبور شدم از ماشين پياده شوم و او ماند و هزار خاطره ي ناگفته !

۳- امشب بچه ها دارن مي رن سفر. سوم ها و دوم ها. يزد. مركز ايران. ديار مردماني كه خاطرات زيادي از آن ها دارم و البته متفاوت: سيد محمد خاتمي و سعيد مرتضوي! و البته شهر دوستان خوبي مثل مرتضي قصاب زاده، كاظم زارع شحنه، سيد امير آقايي، سيد حسين سجادي و ... آخرين باري كه رفتم يزد كه البته اولين بار هم بود سال دوم دبيرستان بوديم. معلم راهنمايمان هم آقاي سيد موسوي. يادمه خيلي از بچه ها شديداً سرما خوردند. از جمله آقاي رفيعي مدير دبيرستان. حامد طالساز و احسان موحديان از بچه هاي هم دوره ايم يك سرود در اختتاميه اردو روي آهنگ بتهون اجرا كردند كه هنوز تو گوشمه:
امتحانامون تموم شد، كلاسهامون تق و لق شد : اومديم يزد.... اومديم يزد !

۴- بيا با هم بريم سفر كوير كوير ! نمي دانم چرا اين قدر از خواننده ي آهنگ دبي دبي بدم مي آيد. مردك براي خوش رقصي براي عرب ها اين آهنگ را كه خوانده هيچ، حتي حاضر نشده اسم كامل خليج فارس را بياورد. چراي نوشتن اين مطلب به علت هم زماني شنيدن اين آهنگ در عروسي كذا و سفر پيش روي بچه ها بود!

۵- اردو يعني كارگروهي! اردو يعني آزمايشگاه درس اجتماعي! اردو يعني...

۶- راستي شايد اسكله ي تازه ساز يزد را هم افتتاح كردند!


کلمات کلیدی: