روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

هديه عيد قربان
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٩  

امروز يكي از خوشحال كننده ترين خبرهاي عمرم را شنيدم. صبح ساعت ۷ از اخبار راديو پيام. ديكتاتور قرن اعدام شد و زندگي ننگينش خاتمه يافت. باقيمانده ي نسل فرعون و نمرود و تمام ظالمان تاريخ. هر چند آثار سوء جناياتش تا ساليان آينده به چشم خواهد خورد. خبر را كه به عليرضا مقيمي ناظم مدرسه گفتم دوام نياورد و سر صف به بچه ها گفت. بچه ها هم خوشحال شدند. قطعاً‌در خانواده ي هر كدامشان زخم خورده اي از جنگ چند ساله وجود دارد. ولي حيف و صد حيف. يك بار مرگ براي صدام حسين كم بود. وقتي به ياد جواناني مي افتم كه در طول جنگ قرباني زياده خواهي هاي او شدند عمق تنفرم را حس مي كنم. اين موجود پليد در جاي جاي خاطرات كودكي و نوجواني ام حضور دارد. من متولد ۱۳۵۹ هستم . يعني همان سالي كه صدام به ايران حمله كرد. بمباران ها، موشك باران ها، ترورها، تحريم ها، كمبودها، تعطيلي مدارس، ۳۰۰هزار شهيد، ۳۶ هزار دانش آموز شهيد، صد ها هزار مجروح و آواره و ... يك بار مرگ براي اين موجود كم بود. كاش مي شد هم دستانش را هم امروز بالاي چوبه دار مي ديدم... أين المنتقم...؟

عيد سعيد قربان مبارك


کلمات کلیدی: