روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

میم مثل مرگ
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٦  

۱- کانال ۴ - سینما ماورا - نقاش جوانی که می خواهد بمیرد و باقی قضایا
۲- کانال ۱ - زیر تیغ - اوس محمود در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ
۳- کانال ۵ - تا صبح - احمد و زهرا و علی و .... همه می روند آن ور
۴- کانال ۱ - یک سریا انقلابی دیگر- دایی منصور و آرش و ... ایضا!
۵- تلفن- پدر علی یزدانی هم دوره ایم فوت کرد.
۶- اس ام اس - میم مثل ملاقلی پور
۷- تلفن- پدر مجید یزدان پناه فوت کرد.
۸- کانال۴ - مستند تهران چند درجه ریشتر- اگه زلزله بیاید ۱ میلیون تهرانی ...
۹- امتحان! یک نوع شب اول قبر!
۱۰- دیشب - سالگرد هم دوره ایم احسان علی محمدی

مرگ خیلی نزدیک است. خیلی. و دور و برمان هم مثال هایی برای یادآوریش زیاد و ما چه بی خیال!

گرگ اجل یکی یکی از این گله می برد 


کلمات کلیدی: دل نوشته ،تو که رفتی