روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

دعای مستجاب
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٠  

دیروز به علت کسالت نتوانستم مدرسه بروم. بنابراین هیچی! دعای بر و بچه ها درگیر شده بود. می گن یه روزی می بینن دارن بچه های مکتبخانه را برای دعای استسقا(طلب باران از خدا) به بیرون شهر می برند. ظریفی می گوید این ها را نبرید که اگر دعایشان مستجاب بود قطعاً تا به حال گردن معلمشان شکسته بود!


کلمات کلیدی: همین جوری