روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

عکس اردو
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱  

۱- مسافرت اخیری که به همراه دانش آموزان مدرسه خاتم به مشهد رفتیم سرشار از خاطره بود. مثل تمام اردوهای دانش آموزی دیگر. در این هفته چندتایی از عکس های آن اردو را آورده ام اما برای این که حجم وبلاگ سنگین نشود یکی دوتا را این جا می گذارم و لینک بقیه را قرار می دهم. برای بچه های خاتم قطعاً جالب است اما برای مخاطب رهگذر یا بر و بچه های مفیدی شاید خالی از لطف نباشد!

۲- اگر قسمت باشد یکشنبه صبح عازم مشهد هستم. می توانم دعایتان کنم!

۳- یکی از عزیزانمان به تازگی به رحمت ایزدی رفته اند. برای شادی روحش فاتحه ای مرحمت فرمائید.

۴- یکی دیگر از عزیزانمان روی تخت بیمارستان محتاج دعای خیر دوستان است.

۵- ازدواج دو تن از وبلاگ نویسان عزیز مبارک! البته هر دو می دانند که شیرینی ما را باید ویژه بدهند. امیدوارم یادشان نرفته باشد!

و اما عکس ها:

دزدی در روز روشن!

۱- ما و چمنی که نگذاشتند رویش برویم!

۲- چفیه نفر سوم در عکس های بعدی موجود است

۳- پسره این جا نشسته، تنها نشسته...

۴- خطر بالای سر شماست!

۵- مریض های اردو زیر سایه بزرگترها

۶- دوقلوهای افسانه ای، فرزاد و فرهاد

۷- آلفردو و صاحبش مهندس امین احمدزاده

۸- عظمت نعمت!

۹- شهدای گمنام کوه سنگی

۱۰- فاتحان قله

۱۱- اصلاً آستان قدس مرکز ایران است

۱۲- بر و بچه های اتاق ۱

۱۳- اتاق ۲ - اتاق ما

۱۴- مودی (موشی) اولین موش که وارد حرم شد!

۱۵- اوج محبت معلمی!

۱۶- بازگشت