روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

معنویت پولی
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

پرده یکم -  می خواهم برای یکی از پروِژه های کاریم از چند نفر از دوستان مشورت بگیرم. می روم سراغ اهل فن هایی که در زمینه IT یک تخصص هایی دارند. همه گرم می پذیرند و قول می دهند ببینند تا نظرشان را اعلام کنند. زنگ می زنم به یکی از بچه های دانشگاه تهران که چند صباحی با هم بوده ایم. حالا دارد برای خودش آقای دکتر می شود. موضوع را که می گویم می گوید خب می خوای چطوری از من استفاده کنی؟! ساعتی، پروژه ای؟ بدجور بوی پول می زند توی مشامم! تشکری می کنم و تا اوقاتم تلخ نشده گوشی را قطع می کنم.

پرده دوم - یکی از دوستان زنگ می زند که برای فلان همایشی که دارید برگزار می کنید یک گروه تواشیح سراغ دارم. می خواهی؟ بعد از پاسخ مثبت وصلم می کند به یک بنده خدایی که از قضا عضو همان خانوده ای است که بناست برنامه برایشان اجرا شود. و در ضمن معلم! اول چنان برخورد می کند که گویا تنها چیزی که برایش مهم نیست پول است. بعد از مراسم می گوید نیم سکه ای که برایشان در نظر گرفته شده کم است و انتظار بیشتری داشته اند. و این که دست کم این ها نفری 50 هزار تومان برای هر اجرایشان می گیرند و ... گوش هایم درد می گیرد.

شاید بتوانم به اولی حق بدهم ولی هیچ جور نمی توانم با دومی کنار بیایم. متاسفانه در این سال ها چیزی که در مراسم های معنوی اپیدمی شده است پولی شدن معنویات است.

- پول امام جمعه ای شهر، کفاف زندگیم را نمی دهد رفته ام روحانی کاروان شده ام
- می دونی سازمان فلان گفته بیا اداره ما ظهر ها نماز بخون 150 تا 200 هزار تومان بهت می دیم.
- 15 سال پیش یکی از مداح های معروف و مرحوم تهران در ازای 10 شب برنامه ماه محرم یک میلیون تومان گرفت.
- راستی پاکت می یادت نره ها! من هر بر نامه ام یک ساعته اس. بعدش باید برم یه محلس دیگه
- فلان قاری برای هر قرائتی یک سکه می گیره البته من باهاش آشنام فکر کنم با یک ربع سکه هم بشه جورش کرد!

چی بگم؟ چی می شه گفت؟! حالا هی زور بزن اشک ملت در بیاد. عمراً بتوانی یک جو معنویت وارد این مجلس کنی.

خدایا مداحان و قاریان و واعظان ما را از خطر عظیم پول زدگی نجات بده


کلمات کلیدی: دل نوشته