روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

التماس نهادينه
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢۳  

اول : امروز صبح تا به مدرسه برسم ساعت ۷ و نيم بود . خستگی مهمانی های فشرده ي اين چند روزه را به دوش می كشم .ديشب هم تا ساعت ۱۱ و نيم ترمينال بيهقی بوديم برای بدرقه ی يك عزيز . برای اولين بار در امسال! مجبور شدم حال چند نفر از بچه ها را بگيرم . می شد گذشت كرد ولی احساس كردم در فرهنگ ما التماس نهادينه شده .

طرف كار ساده خودش را انجام نمی دهد و در عوض برای آويزان شدن از معلم برنامه ريزی می كند . يك جا بايد جلوی اين كار را می گرفتم . برای اين كار حتی مجبور شدم با شاگرد اول پايه هم برخورد كنم ولی مطمئنم نتيجه ی خوبش به زودی مشخص خواهد شد .

 كلاس های كامپيوتر امروزم خيلی قشنگ بود . وقتی كه خوب تدريس می كنم خودم احساس رضايت می كنم . يادم می آيد بهترين ارتباطم را با معلمانی داشتم كه يكی از فاكتورهای اصلی شان خوب تدريس كردن بود . مثل سيد علی چايفروش معلم قرآن راهنمايی ‏، يا سيد علی افتخاری معلم تاريخ يا حميد زرين معلم هندسه و يا كاظم اسكندری فيزيك . اسماشون زياده . نقطه ی مشترك اين افراد اهميت دادن به دانش آموز در راه فراگيری بود .

دوم : امروز بالاخره تونستم با آقا حميد پهلوزاده صحبت كنم . البته از طريق چت ! معلم رياضی بوشهري كه ۲۰ سالشه و سال اول تدريسشه . وبلاگ قشنگی داره و نشان دهنده ی علاقه اش به تدريس است . مجموعه ای با هم هستند ، جزء وبلاگ نويس های استان بوشهر كه چند تايشان معلم هستند . می خواهم آدرس همه شان را در قسمت دوستان معلم بگذارم . راستی وقتی شنيد عيد اومده بوديم بوشهر گفت كه اكيپ بچه های فرهنگی به يكی از مسجد های اونا هم سر زده . اين هم قابل توجه بچه های فرنگی كار اردوهای جهادی مفيد ! حالا بذار محمود صفر هر چی می خواد بگه بگه !! 

راستی هر كی معلم بود يا معلمی می شناخت كه وبلاگ كارند به من خبر بده

 


کلمات کلیدی: