روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

انرژی هسته اي
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٩  

آخرين روزهای ماه مبارك هم می گذرد . از ديروز مسابقات فوتبال مدرسه خاتم ويژه ی روز دانش آموز آغاز شد . وسط بازی معلم ها و برگزيدگان مدرسه بچه ها طبق معمول جمع شده بودند و سر و صدا می كردند : اين شوت نبود آر پی جی ۷ بود - اين شوت نبود لگد مگس بود - يا علی مدد و ...

چيزی كه برايم جالب بود شعارهای جديدی بود كه در آن فضا همه رو به خنده انداخته بود : انرژی هسته ای حق مسلم ماست - مرگ بر اسرائيل و ... فكر كنم تظاهرات روز قدس بی تاثير نبود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

۱- محمد آقا جای شما هم از حميد شام می گيريم !

۲- اون يكی محمد آقا ما شنا هم بلديم اما شنای كرال پشت قورباغه . بعيد می دونم اهلش باشی

۳- امين جان خودت كشكی ! يعنی چی علوم انسانی يعنی كشك؟ يادمه گفته بودی خوب شد محمدرضا معلم نشد . خوب شد تو هم فعلاَ تو مملكت كاره ای نشدی !! البته قبول دارم كه علوم فنی هم مهمند ولی می دونی كه اول بايد يه زيربنايی باشه تا ... در ضمن حالا كه خوب فكر می كنم پاليزبان رو يادم می آد . اگه می خوای دست زياد نشه خودتون يواشكی بياين شام رو بگيرين و برين !!!


کلمات کلیدی: