روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

روبات معلم
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٠  

۱- ديروز جلسه ی توجيهی اردوی اصفهان برای والدين بچه های دوم بود . قرار بود ۵ دقيقه هم ما در مورد وضعيت بچه ها صحبت کنيم . شکر خدا نه من رسيدم برم و نه علی !
آخر جلسه هم آقای فرهمند دبير علوم کار بچه ها را ارائه کرد . يک کار قشنگ دانشگاهی ! بچه ها با پاورپوينت ، فلش و يکی دو تا برنامه ی ديگر نرم افزار علوم طراحی کرده بودند که با ويدئو پروجکشن برای اوليا نمايش داده شد. واقعاً که زيبا بود زمانی که می بينم بچه های دانشگاه پاورپوينت هم بلد نيستند . (آموزش آی سی دی ال جزء سيلابس درسی بچه های مدرسه است. )استفاده از رايانه امروز در بين بسياری از بچه ها فقط منحصر شده به بازی و چت . بايد از تمام توانمان استفاده کنيم تا جنبه های درست استفاده از اين پديده ی قرن را به اونا ياد بديم . در اين بين بعضی از مدارس پيشرفت خوبی کردن . مثلا دبيرستان شهيد آقايی که آقای ذوقی پور فارغ التحصيل دوره ۸ مفيد مدير اونه از اولين مدرسه هايی است که آموزش آن بر اساس دروس نرم افزاری است . البته اميدوارم يه روز روبات ها جای ما رو نگيرن چون خيلی بی مزه می شه . روبات روح معلمی نداره ، هرچند معلمی هم که روح نداشته باشه روباته!

۲- چند روز قبل جلسه ی افطاری دانشگاه تهرانی های مفيدی بود که البته ميزبان بچه های دوره ی بيست و پنج فارغ التحصيل دبيرستان مفيد۱ بودند . ياد جوانی های خودم افتادم . يکی از اونا شاگرد خودم بود . حدود ۶ سال پيش . راهنمايی سيدالشهدا . تازه می فهمم چرا معلم ها وقتی شاگردهای قديميشون رو می بينن خوششون می آد.بهشون گفتم قدر اين چهار ، پنج سال رو بدونن که ديگه بر نمی گرده . تيری که رفت به شست باز نمی گردد 

۳- فعلاً حال و حوصله ی جدل در باب علوم انسانی و باقی علوم را ندارم . ايشالا يه موقعيت مناسب تر . ولی حرف مرد يکيه!


کلمات کلیدی: