روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

آموزش اردويی
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱۱  

۱- هر چی به زمان اردوی مدرسه نزديک می شيم بيشتر جوش می گيره . اول بچه ها رو بعدش هم ما رو . اين وقتا که می شه بی اختيار ياد اردوهای زمان دانش آموزی خودم می افتم . جنگولک بازی ها ، احضار روح ها ، داستان های اجنه ، دوختن به ملافه ها ، کتک زدن ها ، کتک خوردن ها ، بازديدها ، پاچه خاری معلم ها ، مسئوليت ها و ....

شايد يک دليل اصلی که منو توی آموزش و پرورش ماندنی کرد همين روزهای خوش اردو بود . يادمه اولين اردوی چند روزه ای که داشتم آخر سال اول راهنمايی بود که با بچه های راهنمايی مفيد بردنمون همدان . اردوگاه کيوارستان . کنار گنج نامه . يادمه ايمان ملازم از بچه های دوره ۱۵ هم بود که خدا بيامرزدش . چند سال بعد فوت کرد . شب که می شد آقای آزمنديان بچه ها رو جمع می کرد و می برد وسط جنگل و با تلقين سعی می کرد به ما بقبولاند که در حال ورود به دنيای ارواح هستيم . آخرش هم کلی تلاش می  کرد بگويد که ما را سر کار گذاشته و چنين چيزهايی وجود ندارد ولی مگه ما باور می کرديم ! ما يقين داشتيم که يه سفر تا اون ور مرزهای واقعيت رفته ايم و برگشته ايم .

تک تک آموزش هايی که در اردوها ديده ام جلوی چشمامه . شايد باور نکنيد ولی هنوز اجزای ريز مسافرت ها را به خاطر دارم . شايد به اين خاطر باشد که احساس می کنم بايد به آموزش غير مستقيم در اين اردوها توجه خاصی بشه . چه مسائل اخلاقی ، چه تربيتی و چه دينی . اگر ايده ای داشتين ممنون می شم از فکرهای شما هم استفاده کنم . 

۲- ديشب حسين زمان ممنوع التصوير را بعد از ۶ سال از سيمای ملی ديدم . نمی دانم آخرش چه کسی از خر شيطان پياده شده ولی به گمانم خود زمان به اين نتيجه رسيده است .

۳- ديشب يه فقره مهرورزی در شب های برره مشاهده شد . يکی شون به اون يکی گفت که ما بايد ياد بگيريم که به همديگه مهر بورزيم ! عجب هواشناسيه اين مهران مديری

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

م.پ.ن :

۱- حميد جان حق با شماست . مشکل از اينترنت بوده . والا شما و سانسور؟!! از سقف بروبالا (استغفراله)

۲- علی آقا چطوری مفيدی های ۴۰ ساله می خوان دور هم جمع بشن . اين که می شه هر سال يه برنامه!

۳- آقا رضا دهه ی ما تازه داره شروع می شه . يا اصلا هنوز شروع نشده . البته شايد هيچ موقع به شروع شدن نرسه .در ضمن بيستی ها خيلی هم دلشون بخواد من بيستی باشم ! ( کل اساسی )

۴- آقای ناتوردشت در مورد قرمه سبزی با شما موافقم ولی من و ۲۰ ؟ اين جا رو زدی تو خاکی . اميدوارم من و با ... اشتباه نگرفته باشی !

۵- صمد جان خيلی خوبه که ما همه جا نيستيم تا بتونيم لااقل بعضی از اين آواها را از دور بشنويم ! در ضمن بالاخره بايد يه جاها و يه چيزايی باشه که توش خودمون رو بکشه بيرونش بقيه رو .

۶- يه بنده خدايی به اسم محمد صادقی خودش رو کشت از بس گفت بخش کامنت ها بخش چت روم نيست . لطفا فقط درمورد مطلب و حول و حوشش !!


کلمات کلیدی: