روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

روزنگار ما - سلام دوم
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٥  

ده روز از شماره ی اول گذشت . خیلی ها با نظرات خوبشون کمک کردن تا این شماره با شکل و شمایل جدید تر در بیاد . داشتیم فکر می کردیم این بار راجع به چی بنویسیم . تیم های فوتبالمون که تا حالا بیشتر بین خودشون مسابقه داشتن و هنوز مسابقه ها جدی نشده تا برای بقیه کرکری بخونیم . درس هم که شکر خدا دارین می خونین ( مثلاً ، حرفاً ) دفترچه های روزنگار هم که کامله (…) پس اصولاً اصلاً مشکلی وجود نداره !

جونم براتون بگه پس راجع به خودمون می نویسیم . راستی می دونین چندمین دوره ی ورودی مدرسه هستید ؟ اگه به خرافات اعتقاد ندارید و شمردنتون هم خوب باشه از سال 70 تا حالا می شه :سیزدهمین دورهعدد قشنگیه . مثلاً : پلاک مدرسه سیزدهه ، سن خیلی از شماها ( اگه رفوزه نشده باشید) سیزده ساله و

می گن آدم ها وقتی عددهای زندگیشون با هم جورمی شه ، بهترین شانس ها در انتظارشونه . امسال همون ساله و شما هم همون دوره ی خوش شانس . این قدر شانس داشته اید که همه حتی معلم ها سعی می کنند در کمک کردن به دوره ی شما از همدیگه سبقت بگیرند و این خیلی خوبه. باید قدر دونست .

باید قدر رفیق های هم دوره ای مون رو بدونیم . الان که به عکس های دوران دانش آموزی خودمون نیگا می کنیم و یادش می افتیم حسرتش رو می خوریم . روزهای خوب نوجوانی ، روز های خوب تلاش ، روز های خوب دوستی ، روزهای خوب پاچه خاری! ( حتی قبل از داوود برره ) ، روز های خوب صمیمیت با همه حتی با خود خدا

قدر دوستامون رو بدونیم . معرفت داشته باشیم .

آهای با معرفت ! با تو ام   

وقتی تو اردو یا توی حیاط مدرسه داریم ساندویچ رو   می گازیم ! چی می شه به رفیقمون هم تعارف کنیم؟ (البته اول مطمئن شو که نمی خوره ! ) وقتی می خوایم سوار  سرویس بشیم ، چی می شه جامون رو یه روز به دوستمون بدیم ؟ وقتی دوستمون مشکل درسی داره ، چی می شه کمکش کنیم تا درسش بهتر بشه؟ وقتی می بینیم دوستمون حالش گرفتس چی می شه بریم حالش رو بپرسیم؟ وقتی

راستی از خدا پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه حالم یه جورایی گرفته اس . نه گرفته نیست . یه جوریه ! آروم نیست . خوب که فکر می کنم یک کمی از کارش سر در می یارم .

این هفته خبرائیه . لباس مشکیم کجاست؟


کلمات کلیدی: