| باز هم محمد امين |
| ساعت ۱:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٦ |
|
اين بار نمی خواهم خودم مطلب بنويسم . يادتونه يه مطلب در مورد محمد امين که از وبلاگ آقا معلم برداشته بودم ؟ حالا بقيه ی ماجرا از زبان همان آقا معلم بوشهری... سلام..........
بالا خره اینترنت شهر ما قطع شد و ما از دنیای مجازی دور شدیم برای اتصال به اینترنت باید کد بندر عباس بگیریم که سرعت و خط مخابرات به تمام معنا افتضاح هست.بر اثر یه بارندگی دو روز کد نداشتیم!حالا هم که دارم می نویسم رفتم تو یه شهر دیگه.... اما باز هم می نویسم و ادامه می دم .....حتی اگه اینترنت نداشته باشم! چون این وبلاگ و شما بازدید کننده ها به من انگیزه می دین که مشکلات رو تحمل کنم........ دیروز محمد امین رو بردیم نزد پزشک متخصص مغز و اعصاب ....مادرش همراهمون بود و عموش چون پدرش توان بلند کردن محمد امین رو نداره( خودش نیمه فلج هست)..........دکتر بور بور متخصص مغز و اعصاب که خیلی هم خوش برخورد و مهربان بود با امین ...دستور سی تی اسکن رو داد و هزینه ی ویزیت هم نگرفت.......رفتیم سی تی اسکن و کارش رو انجام دادیم .... با خودم فکر می کنم و به همه ی ادمایی که این مطلب رو می خونن هم می گم : حالا که کاری برای نجات جان امین نمی شه کرد نباید چند صباح باقی مانده از زندگیش رو اجازه داد که تو محرومیت کامل و فقر مطلق به سر ببره و با این وضعیت بمیره... تازه خواهر ای کوچولوش و پدر پیرش و مادرش که هستن...........لا اقل بیایم دست اینا رو بگیریم.... خیلی ها می گن به کمیته ی امداد و بهزیستی مراجعه کنین. از اونا هم داریم کمک می گیریم و در حال اقدام هستیم اما تا کمک اونا برسه و مراحل قانونی بگذره و بودجه ها به این جور خانواده ها برسه ....ممکنه نوش دارو بعد از مرگ سهراب باشه... دیگه محمد امینی زنده نباشه و یا خانوادش هم یه بلای دیگه ای سرشون اومده باشه ..تو این روستا چندین خانواده زیر فقر و صفر هستند.
حرف هایی هست که من از این روستا برم توی شهر خودمون و اونجا کار کنم اما با همه ی مشکلات نمی تونم وجدان خودم رو قانع کنم.... اگه از این روستا برم و حتی از شهر خودمون دنبال کار و مشکلاتشون رو بگیرم باز هم احساس گناه و مسولیت می کنم........ خلاصه این روز ها وضعیت آشفته ای دارم....... دوست دارم از اتفاقات شیرین و خاطرات جالب این روستا هم بنویسم اما غم ها و غصه ها و محرومیت ها اجازه نمی دن........ زیاد نوشتم و حرف زدم اما هنوز دلم خالی نشده........ باز هم خواهم نوشت...............موفق و پایدار باشید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پن:
اللهم عجل لوليک الفرج ...
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت ...
فقط شعار ...
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


