روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

خداحافظ
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/۱۳  

امروز آن قدری کار داشتم که نتوانستم به روز کنم . ساعت ۹ و نيم شبه . بايد سريع برم خونه . فردا دارم می رم زاهدان . يک جلسه ی کاری دو روزه که البته ربطی به معلمی ام نداره . فردا و پس فردا نيستم . اگه زنده بوديم مطلب بعدی را چهار شنبه می نويسم . بالاخره پروازه ديگه ...

خدا نگهدار


کلمات کلیدی: