روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

اصل مطلب
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢٦  

مژده اول اين كه رايانه مان درست شده و قراره فردا از كارخونه برگرده ! پيشاپيش حضورش را تبريك عرض مي نمايم .
مژده دوم اين كه ...
اين روز ها دارم احساس مي كنم كه كارهايم داره جواب مي ده و كم كم دارم با بچه ها ارتباط صميمي تري پيدا مي كنم . (هرچند كه بايد بگويم مهر و محبت دست خداست و ربطي به كس ديگري ندارد! ) تازه كار اصليم داره شروع مي شه . وقتي اين حس صميميت بيشتر مي شه تازه بايد بري سراغ اصل مطلب . اصل مطلب نزديكه . امروز با اول ها كامپيوتر داشتم . آخرين تحقيق هاي مربوط به وبلاگ را جمع كردم . مي خواهم وارد گام بعدي بشوم . يعني براي پايه اول راهنمايي خاتم يك وبلاگ درست كنم . مسئوليتش را هم به بچه ها واگذار كنم .
ان شاء ا... به زودي . بعد از امتحانات ميان ترم


کلمات کلیدی: