روزنگار يك معلم

يك معلم از تجربيات روزانه اش مي گويد

برره
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٧  

مطلب زير را از وبلاگ معلم نقل می کنم :

نمی گم سریال سازهای بی ادعای تلویزیون وطنی عمدا اصطلاح سازی می کنن و از این که توی دهان مردم می چرخه ، کیفشون کوک می شه . یا تهیه کننده های بی ریای این دیار ملاک موفقیت سریال هاشون را ، میزان همه گیر شدن تکیه کلام آدم های سریالشون می دونن . نه . این حرفا نیست .
بحث من در باره ی این بچه های مدرسه است که بیخود و بی جهت کلمات اونا را کپی برداری می کنن . بدون اینکه حق کپی رایت را رعایت کرده باشن .(اونوقت انتظار داریم ما را به عضویت سازمان تجارت جهانی هم بپذیرن !)
بچه ن دیگه . لابد مهم نیست موقع درس جواب دادن ، موقع حرف زدن ، موقع درس خوندن و خلاصه هر وقت دهانشون را باز می کنن به صحبت ، یه مشت اصطلاحات بامزه و قشنگ برره ای بکار ببرند.
به هر کسی هم بگی ، یه نظر خاص داره . این هم تعدادی از نظرات مرتبطین به امور مدرسه در مورد زبان رایج برره .

مدیر محترم می گه : چیه ؟ از این حرفا ناراحتی جیگر ؟!
معاونت محترم می گه : راس می گی . من هم از این حرفا ی مفت کلافه شده بیدم.
مسئول امور خدمات ( مستخدم سابق ) می گه : در و دیوار پر از حرفهای برره ایه . زحمت پاک کردنشم پای من بید.
معلم ورزش می گه : این حرکات موزون ، همون رقص نیست که بچه ها زنگ ورزش از خودشون در وه کنن ؟
معلم هنر می گه : خودشه . اما یه کمی فرق فوکوله!
معلم زبان می گه : اگه این زبان هم درس بود ، بچه ها نه وه فهمیدن . چولمنگا !
ولیه خانم می گه: بچه ام اینقدر بامزه ادای بگور را در میاره ! بیارمش دفتر براتون ادا در بیاره ببینید خوب بید.
آقا ولی هم می گه : ادبشون کنید آقا . بچه ام یه بار دیگه تو خونه برره ای حرف بزنه ، یا بخواد ته گلوش نخود بندازه ، "یا خفه بشه " ،ازتون به اداره شکایت در وه کنم .
معلم پرورشی هم می گه : من چکاره بیدم ؟

منم می گم:به درک!ما که مسئول تعلیم و تربیت بچه های مردم نیستیم . هستیم ؟


کلمات کلیدی: