این فصل را با من بخوان

ماه پیش بود که علی خبر داد سوئیت سمفونی این فصل را با من بخوان به رهبری مجید انتظامی قرار است امسال برای دومین بار اجرا شود. برای این که پارسال کلی بهش غر زده بودم که چرا بهم خبر نداده امسال خودش زودتر زنگ زد و خبر داد. البته قرار بود در مورد بلیط و این ها هم اقدام کنه که خبری نشد! یه دفعه فهمیدم که ای دل غافل امسال هم داره تموم می شه. به خاطر همین سریع پریدم دم تالار وحدت تا بلیطش رو بگیرم. از شانس خوبم همون موقع یه نفری چند تا بلیط بالکن اول درست روبروی سن را پس داده بود. ما هم از خدا خواسته برای ارتقای فرهنگ ملی! ولخرجی کردیم و خریدیم. از این حرف ها بگذریم...

رفتیم. عصر روز عید فطر. هنوز حال و هوای ماه مبارک و نماز عید توی کله مان بود که رفتیم داخل تالار. به گمانم ۶ قطعه اجرا شد که به نوبت یکی می اومد بالای سن و درباره قطعه تئاتر کوچکی اجرا می کرد. روز واقعه، از کرخه تا راین: حبیب رضایی، سمفونی خرمشهر، بوی پیراهن یوسف، آژانس شیشه ای: مریلا زارعی و سمفونی ایثار: عزت الله انتظامی. جای دوستان خالی خیلی حال داد. از مراسم شب قدر و هیئت بیشتر اشک آدم رو در می آورد. اون هم با اون همه خاطره و اجرای تقریبا زیبای قطعه های نمایش گروه که به گمانم نفر اصلیش سعید باخ باد. از این حرف ها هم بگذریم...

عزت الله انتظامی طبق معمول اومد روی سن و سوت و کف و تشویق و داد و هوار و ... شروع کرد خاطره تعریف کردن از این که چی شد که ارکستر سمفونیک تهران که بعد از انقلاب از ١١٠ نفرشان ٣٠ نفر مانده بودند امروز دوباره دارد اجرا می کندو الخ. گفت: ما نامهربانی دیدیم اما ماندیم و با مهربانی کار هنری کردیم و ...(تشویق حضار) از این هم بگذریم.

هنوز در هپروت اجرای قسمت پایانی بودیم که تموم شد! قرار شد که بازیگران و عوامل بیان روی صحنه ولی کاش نمی اومدن. سرکار خانم بازیگر! یه جوری اومد روی صحنه که انگار همین الان از وسط مهمونی فامیلیشون اومده. افتضح یفتضح افتضاح! زن حاج کاظم که نیم ساعت قبل با چادر اومده بود روی سن و کلی اشکمان را درآورده بود! کاش هنرمندان هم با ما مهربانی می کردند و ... از این حرف ها هم بگذریم.

/ 4 نظر / 13 بازدید
هملت

شما که همش از این حرفهای گذشتین؟! بالاخره نفهمیدم که چی شد ؟!

هملت

حق با شماست انتقاد کردن خیلی ساده و راه حل دادن خیلی سخته ولی اواخر سال 84 بود که شش ماه از روی کار آمدن دولت نهم می گذشت که بودجه انبساطی دولت رفت مجلس اون موقع 15 نفر از اقتصاددانان نخبه کشور طی بک مقاله و گزارش یا نامه یه رئیس جمهور خطر بروز یک تورم 40 درصدی را دادند همه آن گزارش به انگ سیاسی بودن فراموش شد و آنها متهم به مخالفت به دولت شدند و از این حرفها 9 ماه از سال 85 گذشته بود که تورم در مسکن خودش را نشان داد و باقی قضایا که همه شاهد بودند سال بعدش بودجه انقباظی رفت مجلس سال بعدش بودجه هزار و جند صفحه ای به صد و چند صفحه تقلیل پیدا کرد همان اردیبهشت سال 85 دوباره 50 نفر از اقتصاددانان نامه نوشتند و از وضع اقتصادر گله کردند و راه کار ارائه دادند این داستان سر دراز دارد گوش اگر گوش ... ناله اگر ناله من...

كاظم

به روح اون علي كه مارو خبر نكرد.. ---- حالا واقعا گريه و زاري داشت ؟

هملت

صحبت های دیشت حاج احمد گوش کردید؟ دیدید تورم در حال کاهش است؟ دیدید که برای اولین بار در طول تاریخ قیمت مسکن سیر نزولی پیدا کرده؟