کمی مرد!

 

.

.

چون چشم ندارند هماورد ببینند

همواره بر آنند که نامرد ببینند

 

در کوچه ی یلدایی تاریخ، دلت را

چون شب پره خواهند که ولگرد ببینند

 

از درد و رگ درد مزن دم که حریفان

خواهند تو را بی رگ و بی درد ببینند

 

کابوس شگفتی است که بیراهه نشینان

از راه نپیموده ره آورد ببینند

 

سیلی ز سواران سیه جامه روان است

روشنتر اگر باطن این گرد ببینند

 

تا خاطر گلدان لب طاقچه سبز است

غم نیست اگر باغچه را زرد ببینند

 

ای غنچه افروخته ای سوخته ای دل

مگذار تو را زردرخان سرد ببینند

 

امید من آنست که در آیینه یک روز

چون دیده گشودند کمی مرد ببیند!

 

.

.

.

.

این روزها به دنبال کمی مَردم!

/ 6 نظر / 15 بازدید
احسان

[هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست]

behnam banapoor

salam man behname banapooram dar madrese rahnamaii ye mofid dars khoondam nemidooonam koodoom dore?! hamdoreiiye asghare heydari foooroooz booodam esme malemaye ghadimamo ke search mikardam didam ba moalemAye shoma yeksan ast aghaye sobhani , chayfooorooosh va... 1.mishe begin man che doreii booodam 2.az aghaye mosavi adabiat khabari darid?va niz mashayekhi va... 3.mishe begin moalemaye rahnamaiiye ooon moghero koja mitunam peyda konam khoshhal misham age be man mail bezanin

behnam banapoor

سپهر موثق

سلام آقای بابایی من از شاگردانتان هستم که سال پیش به من درس می دادین.لطفا سری به وبلاگ من بزنید و اظهار لطف بفرمایید.[دست] [گل]با تشکر[گل]

عابر

فلك به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلي و دانش، همين گناهت بس.... گفتند يافت مي نشود جسته ايم ما..... گفت آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست!!!!