برای او

یادم نیست امتحان چی داشتیم . فقط یادمه مثل سایر درس ها فوت آب بودم ! کلاس چهارم .چهاردهم خردادماه ۱۳۶۸. ساعت شش و نیم صبح بود که بابا برگشت خونه . رفته بود نون بگیره . چشم هایش بگی نگی قرمز بود . فقط تونست بگه امام و بعد زد زیر گریه . اون روز نمی دونستم امام یعنی کی . فقط این رو می دونم که یه عکس کوچیک از امام که اون رو در حال لبخند زدن نشون می داد همراهم بود . خیلی دوستش داشتم . بی اختیار دیدم چند قطره اشک از گوشه ی چشم های من هم جاری شد . اولین اشک هایم بعد از محرم و شب های قدر برای امام بود .

امروز با کمال افتخار می گویم جزء افتخارات زندگیم زیستن در زمانی بود که روح الله الموسوی الخمینی در آن زیست . و حیف و صد حیف که نتوانستم به علت صغر سن در زمان حیاتش درست درکش کنم .

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
K.2.H.S

×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-× [هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست] 1... 2... 3! وبلاگ کماندوهای هتل سعدی بالاخره 3 ساله شد...! شما هم تو این جشن تولد دعوتید! پیام شما بهترین هدیه برای ماست! منتظریمااااااااا... فیلا بای بای! [هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست] ×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×-×

آرام

سلام افتخارات دیگه ای هم داری خوب فکر کن علی علی

صابری

سلام سعید جان،‌خوبی؟ آقا ما خیلی مخلصیم. اون email که گرفتي عنوانش چون Forward شده بود اون جوری بود و الا من علاقه ندارم به احساسات کسی توهین بشه، عذر می خوام و موفق باشی.

معلم

سلام همکاریم بزرگوار من هم مثل شما /معلمیم 10ساله شده مطالب وبلاگتون جالب و مفیده بار چندمه که سر میزنم فقط فرصت نشده بود که نظر بدم اگر مایل به تبادل لینک باشید خوشحال میشم خبرم کنید یا حق

ایروانی

سلام خسته نباشید ... لطفا شماره تلفن خود و خانم و منزل را برایم ایمیل نمایید ... موبایل بنده تمامی شماره ها را پاک کرده است .... و همچنین ممنون میشم تلفن جهاد را ( قسمت اموزشی ) ان را برایم ارسال نمایید . بسیار نیاز دارم . پایدار باشید .

بیگاه نویس

به صورت اضطراری با دانشگاه زنجان به روزم.این یکی را حتما و لطفا سر بزنید!

.:: ۞ امیرجلال الدین ۞ ::.

سلام من که خیلی چیزی نمیدونم ولی با حرفهایی که شنیدم از رهبر سابقمون خوشم میاد به نظرم امام برای پول رو سیاست نیومده بود میخواست ایران رو درست کنه اما مردان سیاسی امروز ...