فیتیله

۱-صمد غفاری درجایی در مورد پیامبر پاره وقت نوشته بود! معلم
امسال سال معلمی پاره وقت است. هر چند با معلمی پاره وقت می توانی نفس بکشی اما چیزی کم دارد. فرقش کجاست؟ آن جاست که علی نعمت با چند سال معلمی تازه امسال می فهمد معلمی یعنی چه! آن هم نه با جبر و مثلثات و هندسه بل با معلمی! اگر بگویند الان دوست داشتی جای چه کسی باشی بی درنگ می گویم جای علی! چون امسال می تواند پیامبری پاره وقتش را به خوبی پشت سر بگذارد. هر چند ابتلائات کم نیستند در این راه...

۲- عید غدیری که گذشت دومین همایش فارغ التحصیلان دبیرستان مفید تهران در مرکز قلب تهران برگزار شد. روی هم رفته بودنش از نبودنش بهتر است. نرسیدم کامل بمانم. یادم می آید وقتی دانش آموز بودیم ریش سفید مفید اعتقاد داشت ما نباید شجریان گوش بدهیم. هر چند بعدها این اعتقادات تعدیل شد. وقتی داشتم از در تالار بیرون می آمدم یک گروه نوازنده ی تنبک به دست رفت روی سن تا برای برادران مفیدی برنامه اجرا کند!

۳- برفی آمد این هفته. علیرضا طالب لو تماس گرفت که جای من چهارشنبه سر کلاس برود و من پنج شنبه بروم. غافل از این که پنج شنبه تعطیل شد و کلاس ما هم رفت روی هوا. راستی با این که دلم برای مدرسه تنگ می شود اما به علت خستگی روز چهارشنبه ذوق کردم از این تعطیلی!

۴- یکی از شیوه های تدریس ما شده بشین پاشو! چیزی که اسمش مترادف با حالگیری است حالا به بچه های کلاس خیلی حال می دهد. یک نفر از هر گروه انتخاب می شوند و در برابر خوانده شدن لغت خاصی که در درس هست باید بنشینند و اگر دیر این کار را انجام دهند گروهشان عقب می افتد.

شیوه تدریس! بشین پاشو

۵- هفته پیش در مورد تک فرزندی صحبت کردیم. در یک کلاس ۳۰ نفره ۸ نفر تک فرزند بودند. در مورد مضرات این امر و تاثیراتش بر جامعه چین صحبت کردم. حس کردم بچه های یکی یه دونه شدیداً در خودشان فرو رفته بودند.

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپهرداد

سلام عليکم خيلی دلمان برای شما تنگ است. بچه ها يک وبلاگ درست کردن. حتما سر بزنيد شاگرد شما

محمد قاسمی

سلام آقا دلتون برای ما تنگ نمی شه که ولی ما دلمون براتون خيلی خيلی خيلی خيلی تنگ می شه جون محمد قاسمی در اولين وقت يه سر دبيرستان بزنيد تازه يه وبلاگ برای بچه های کلاس درست کردم فعلاْ مطلبی نداره ولی يه سر بزنيد بد نيست منتظريما حتماْ بيايد همه دلشون براتون تنگ شده خداحافظ.

شما فکر کن يه رهگذر

سلام، چطوری برادر، گفتم اگه اسمم رو بگم می گی : شما کجا اينطرفا کجا ؟!؟! ولی خب، يه رهگذر اونم تو يه شب سرد زمستونی که می گن تهران می خواد يخ بزنه، گذرش افتاده به همون کلبه قديمی که هنوزم چراغ نفتی مادر بزرگ آروم و بی هياهو داره توش نور می ده و گرما، خدا خيرش بده اونيو که هر چند وقت يه بار با کلی سختی و مشغله حواسش به نفت کردن چراغ مادر بزرگ هست... حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو يا حق علی نگهدارتون

مسعود

اگر پیامبری پاره وقت، معلمی باشه، معلمی پاره وقت چی هست؟ کارت توی جهاد رو هم تبریک میگم و آرزوی موفقیت می کنم.

مصطفی قطبی زاده

سلام اقای بابایی عزیز به صبر و حوصلتون افرین می گم چند ساله این وبلاگ رو دارید ؟ شوخی می کنم این تیپ نوشتارها علاقه می خواهد که شما هم دارید احساس می کنم که معلمی شما هم برای خودش داستانی هست شاید مبتکر یه طرح نوین در معلمی شاید هم مقلد یک طرح کهنه ولی به هر حال جالبه موفق باشید.

ايمان

اول سلام.دوم شما گفتين ۵ شنبه تعطيل شد ما که تعطيل نشديم.سوم حالا اين هفته عوضش ۴ روز تعطيل شديد.ما که ديگه هيچی نمی خوايم.پنجم روش تدريس بسيار موثری است.ششم ما که تک فرزند نيستيم و در مورد مضراتشم نمی دونم.خدا رو شکر.هفتمکار خوبی کرديد که براشون از تک فزندی حرف زديد چون تو کلاس ما همه بغر از من تک فرزندند و همه.......... .هشتم شايد همه با هم يه سری بهشما و خاتمی ها بزنيم.نهم موفق باشيد.دهم خدا حافظ

بابک اسماعیلی

سعید بابایی عزیز با سلام وبلاگ "فرایند" محل لینک وبلاگ همه معلمان است . برای استفاده بیشتر از آن ممنون می شوم شما هم این وبلاگ را لینک کنید . وبلاگ خوب شما در لینک های وبلاگ "فرایند" قرار دارد. خوب باشید.

بيگاه نويس

در مورد معلمی موافقم یعنی حاضرم لیسانس حقوق که سهله دکترای حقوق را با معلمی کردن توی دهات کوره های چهارمحال عوض کنم ضمناً به رغم تذکری که قبلاً دادم عکس غدیر را درستش نکردید